گفت‌وگوی صمیمانه با همکار شبکه دامپزشکی فریدون‌شهر در خصوص سختی‌های یک روز کاری در مناطق عشایری
 
 

حکیم مهر:‌ «رسول زکیان» مدیر روابط عمومی اداره کل دامپزشکی استان اصفهان به مناسبت هفته دولت در گفتوگو با «حمید رحیمی» همکار واکسیناتور شبکه دامپزشکی شهرستان فریدونشهر، ضمن تبریک روز کارمند و خداقوت، شرح یک روز کاری (عملیات واکسیناسیون دامهای سبک) در منطقه عشایری این شهرستان را خواستار شد.

به گزارش حکیم مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل دامپزشکی استان اصفهان، وی گفت: ساعت پنج و نیم صبح با یکی از همکاران جهت رفتن به ماموریت انجام واکسیناسیون دام های عشایری علیه بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک یا همون PPR  آماده شدیم و پس از سه و نیم ساعت حرکت با یک وانت فرسوده در جاده های خاکی، مسیرهای کوهستانی خطرناک و پر از ناهمواری که علاوه بر دل درد و دل پیچه و پر ازخاک شدن اتاق ماشین هر لحظه امکان واژگونی نیز وجو داشت، به روستای کلوسه در منطقه پشت کوه دوم رسیدیم.

گرد و خاک در دره ای که ما مستقر شدیم مثل کمپرسور باد قوی به سوی ما می آمد و تمامی این گرد و خاک وارد چشم و گوش و حلق بینی‌مان شد، اما ما در این سال ها با اینها مسائل و مشکلاتش خو گرفتیم و شاید زمان بازنشستگی به جای تفریح و استراحت، مشکلات خودش رو نشان بده و هر روز دستمون به بیمارستان بند باشه.

خلاصه، کار واکسیناسیون دام های دامداران عشایر عزیز رو بدون معطلی توی دامنه کوهی شروع کردیم و یکی از مشکلات عمده واکسیناتورها، حین کار، ضربه های گوسفندان به زانوها است که بدن را به لرزه درآورده و تعادل را بر هم می زنه و سم های اون ها هم، همانند درفشی در انگشتان پاهایمان فرو می ره و دیگر از هیاهو و سر و صدای دامداران که شبیه به پتک کارگاه آهنگریست، استرس ابتلا به کرونا و... می گذرم.

ساعت از 4 بعدازظهر گذشته بود که بدون خوردن ناهار، ناچار بودیم با توجه به تعداد زیاد دام ها بدون وقفه عملیات واکسیناسیون را انجام دهیم که به گفته همکارم ناگهان بزغاله ای که روی صخره ها بود، تکه سنگی از زیر پایش رها و با شتاب زیاد بر سر من برخورد کرد و از ناحیه سر مصدوم و علاوه بر تحمل درد بسیار زیاد، دچار ضعف و بی حالی شدید شدم.

با استرس اینکه اگر واکسیناسیون بیشتر طول بکشه و همکارم هم دست تنهاست و در راه بازگشت به خونه در تاریکی شب با این مسیر پر از خطر و وجود حیوانات وحشی توی منطقه به مشکل بخوریم، بعد از حدود یک ربع استراحت دوباره کار رو شروع کردم و تا ساعت 7:30 شب بیش از 6  هزار راس گوسفند و بز واکسینه شدند.

خلاصه، در دل تاریکی شب با مشقت رانندگی به سمت فریدونشهر حرکت کردیم و وقتی به خونه رسیدم ساعت از 12 شب هم گذشته بود و خانواده از شکستگی سرم بی نهایت ناراحت شدند و این جزو استرس‌هایی هست که که خانواده های کارکنان دامپزشکی هر روزه به نحوی مثل حمله دام، گاز گرفتی سگ، تصادف جاده ای، مجروحیت بر اثر حمله متخلفین بهداشتی و دهها مورد دیگر باید تحمل کنند و صبر اونهام هم یه روزی سرریز میشه.

آقای حمید رحیمی، الان توی هفته دولت قرار داریم و شما به عنوان یک کارمند دولت چه انتظاری از مسئولین دارید؟

ما همیشه از مشکلاتمون گفتیم و به نحوی فایده ای هم نداشته و تنها انتظارمون این که مسئولین کشور به حوزه دامپزشکی بیشتر توجه کنند و با اینهمه سختی و مشقتی که تحمل می کنیم، ما رو هم به دید سایر عزیزانی که توی سایر دستگاه ها دارن واسه بهداشت و سلامت جامعه تلاش می کنند، ببیند و کمی به فکر حقوق و مزایا و رفاهیات خانواده هامون باشند و بتونیم جلوی اون ها سربلند باشیم.

سخن آخر؟

باور کنید اگر مسئولین یک روز همراه ما باشند و فقط رد شدن 30 تا گله گوسفند رو تماشا کنند، بعید میدونم طاقتشان تمام نشود و خلق و خویشان مثل روزهای دیگه باشه؛ حالا تصور کنید یک روز بخوای 6 هزار تا گوسفند رو وسط  گرد و خاک واکسن بزنی و این کار هر روزه تو باشه و حتی توی بعضی موقعیت ها روزای تعطیل باید اینکار و انجام بدی.