تحلیلی بر اظهارات «دکتر بهادر حاجی‌محمدی» در صدا و سیما:
تحلیلی بر مصاحبه‌ی جنجالی دکتر حاجی‌محمدی در خصوص آلودگی شیرهای پاستوریزه به آفلاتوکسین - دکتر آراسب دباغ‌مقدم
 

تحلیلی بر مصاحبهی جنجالی آقای دکتر حاجیمحمدی

دکتر آراسب دباغمقدم

متخصص بهداشت و کنترل کیفی مواد غذایی از دانشکدهی دامپزشکی دانشگاه تهران

 ۱- جناب دکتر حاجیمحمدی از همکاران ارزشمند دامپزشک و عضو هیات علمی دانشکدهی بهداشت دانشگاه علوم پزشکی یزد هستند.

 ۲- ایشان در انجمن علمی «بهداشت مواد غذایی» که تقریباً انجمن غیرفعالی است، سمت «بازرس» انجمن را دارند. «بازرسها» در انجمن فقط نظارت دارند که انجمن از اهداف و مسیر اساسنامه خارج نشود. بازرس حق رأی هم ندارد. در ضمن ایشان «بازرس مواد غذایی» به آن معنی خاصی که در برخی نوشتهها به آن اشاره شده و مجری هم ظاهراً چنین برداشت کرده، نیستند.

 ۳- در فرمایشات ایشان به لحاظ علمی، اشکالاتی مطرح است که به شرح ذیل میباشد:

الف- مقالات مورد استناد ایشان هیچکدام طرح جامع کشوری نیستند، بلکه مواردی از پایاننامهها یا تحقیقات دانشگاهی (اغلب دانشجویان عمومی یا تخصصی) غیر ملی هستند که فقط تعداد محدودی نمونه را بررسی کردهاند. این نوع مقالات اگر چه به لحاظ علمی ارزشمند هستند، اما نمیتوانند نشاندهندهی وضعیت کلی آلودگی به آفلاتوکسین در کشور باشند.

ب- ایشان در گفتارشان تفاوت «آلودگی»، «حداکثر مجاز باقیمانده MRL » و «ارزیابی خطر» را تفکیک نکردهاند. قریب به اتفاق مقالات مورد نظر ایشان به «آلودگی» اشاره دارند، نه به «حداکثر مجاز آلودگی»؛ به این معنی که اصولاً هیچیک از غذاهایی که ما در طول عمرمان مصرف میکنیم، به طور مطلق عاری از آلودگی نیستند، بلکه یک حداکثر مجازی از نظر آلایندههای شیمیایی، میکروبی و فیزیکی دارند. این حد مجاز، در اغلب موارد بر اساس سبد مصرفی آن کشور تعیین میشود، به طور مثال حد مجاز یک شبه فلز مثل آرسنیک در کشوری مثل ایران که مصرف برنجش بالا است، باید کمتر از کشوری باشد که مصرف برنج کمتری دارد. این موضوع در مورد شیر و فرآوردههای شیری که سرانهی مصرف ایران تقریباً نصف جهان است نیز صدق میکند.

پ- موضوع آلودگی شیرها به آفلاتوکسین که یکی از سموم متابولیتی برخی از قارچها مثل آسپرژیلوس فلاووس است در کشور ایران، به عنوان موضوعی جدید تلقی نمیشود. اوج این مشکل در دورانی بود که برخی دامداران سنتی و نیمه صنعتی به دامهایشان نانهای کپکزده میدادند. امروزه، با توجه به این که شیر بسیاری از کارخانجات صاحب نام «دارای برند» صنعت لبنیات ‌از دامداریهای صنعتی تامین میشود، این مشکل بسیار کمتر از زمانی شده است که مقالات آن مورد استناد جناب دکتر قرار گرفته است. در دامداریهای صنعتی به دلیل داشتن دکترهای دامپزشک، اصولاً خوراندن خوراک کپکزده به دام - که خود سبب افت تولید و مشکلات در دام هم میشود- محلی از اعراب ندارد.

 ۴- آنچه که ایشان به عنوان «رسوایی روغن پالم» از آن یاد میکنند، هرگز در شیر اتفاق نیفتاده است و اصولاً شیری که حداکثر ۳.۵ درصد چربی دارد، موضوع جالبی برای تقلب جایگزینی «پالم» با چربی دامی (خامه) نیست. این تقلب مربوط به برخی از فراوردههای چرب شیر نظیر ماستهای پرچرب بود که آن هم تعداد کارخانههای متخلف، کمتر از انگشتان دو دست بود.

 ۵- موضوع ذرتهای آلوده و ترخیص یا عدم ترخیص آن که هنوز هم نگرانیهایی را به دنبال دارد، لازم است توسط مسئولان برای مردم شفاف توضیح داده شود. مردم نگران این موضوع هستند که مبادا این ذرتها به عنوان غذای انسان یا خوراک دام (در دامداریهای غیرصنعتی)، به مصرف رسیده باشد. عدم شفافسازی کامل موضوع توسط مسئولان نظارتی، بازار شایعات را دامن زده است.

 ۶- ایشان چندین نوبت از عنوان «حرارت جوش» به جای کلمه «پاستوریزاسیون» استفاده میکنند، که اهل فن میدانند که اصولاً «پاستوریزاسیون یک روش گرمایشی غیرمستقیم و اساساً با حرارت جوش متفاوت است». هر چند که پاستوریزاسیون شیر هم روی آفلاتوکسین اثری ندارد.

 ۷- نکتهی آخر، بحث ایشان در مورد نظارت بر شیر است که در بخش شیر خام، توسط سازمان دامپزشکی کشور انجام میشود  و بعد از پاستوریزاسیون با وزارت بهداشت است. در کشورهای متمدن، شیر پاستوریزه و استریل، به عنوان فرآوردهای با «حداقل فراوری» (Minimally Processed ) تلقی میشوند و نظارت آنها با سازمان دامپزشکی است، کما اینکه کارخانجاتی که فراوردههای لبنی خود را به کشورهای اروپایی صادر میکنند باید مجوز سازمان دامپزشکی کشور را داشته باشند و اصولاً اغلب کشورهای متمدن جهان، وزارت بهداشت را در امر نظارت بر شیر که سلامت آن تقریبا صد در صد وابسته به سلامت دام است، صاحب صلاحیت نمیدانند.

 ۸- ضمن احترامی که برای همکار ارجمند جناب دکتر حاجیمحمدی قایل هستم و دغدغهی ایشان در مورد سلامت مواد غذایی را  درک میکنم،،، مطرح کردن مسایل تخصصی را که توضیح آنها از دانش جمعیت عمومی بالاتر است (مثلا توضیح روشهای نمونهبرداری و آنالیز آماری) به صلاح امنیت روانی و غذایی جامعه نمیدانم. فرمایشات ایشان جز ایجاد بدبینی مطلق به برندهای خوب مواد غذایی کشور (که در شرایط تحریم از معدود صنایع پر رونق هستند) و احتمالاً تعطیلی کارخانجات و بیکاری عدهی بیشتری از کارگران، سودی به حال مصرفکنندگان ندارد. جای مباحث این چنین تخصصی نه در «صدا و سیمای ملی»، که در «کنگرههای تخصصی» است.