کد خبر: ۷۲۳۶۵
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با بانوی دامپزشک مؤسس کلینیک اختصاصی پرندگان در خراسان:
«دکتر آزیتا روح‌بخش» افزود: اگر بتوانند کلینیک‌های دام کوچک را مجاب کنند که به خارج از شهر بروند، ممکن است قدم بعدی ما باشیم ...

حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: «فعالیت در حوزه طیور خارج از توان بانوان نیست و نمیتوانم بگویم کاری در بخش طیور هست که من نتوانم با توجه به فیزیولوژی یک خانم انجام دهم.» این را «دکتر آزیتا روحبخش» موسس کلینیک تخصصی پرندگان در خراسان رضوی به حکیم مهر میگوید: «متاسفانه فرهنگسازی لازم درخصوص فعالیت بانوان در حوزه صنعتی دامپزشکی انجام نشده است. در حوزه طیور ممکن است که مراجعین کافی نداشته باشیم و بنابراین کلینیک طیور برای یک خانم ارزش اقتصادی چندانی ندارد.»

از نظر او اگر یک آقا در حوزه کلینیک کاری انجام دهد و یک خطایی هم مرتکب شود، مراجعهکننده آن را پای یک خطا میگذارد و تمام میشود اما یک خانم اجازه هیچگونه خطایی ندارد: «اگر من در حوزه درمان 10 مرتبه کار درست کرده و یکبار اشتباه کنم، دفعه بعدی برای مرغدار وجود ندارد و من را حذف میکند و کنار میگذارد. لذا من، هم باید اثبات خانم بودن را بکنم و هم اثبات کار کلینیک، یعنی برای هر کیس، دو بار فعالیت میکنم.»

دکتر روحبخش تصریح میکند: «آن اوایل که ما دانشجو یا تازه فارغالتحصیل بودیم، چه در میان مراجعهکنندگان و چه کسانی که در بدنه جامعه با آنها صحبت میکردیم، دامپزشکی را به عنوان یک رشته کارشناسی میدانستند. یعنی حتی نمیدانستند که این رشته دکترا دارد. کم کم تعداد رشتههای دانشگاهی بیشتر شد و شهرهای بیشتری توانستند دامپزشکی را بیاورند و افراد بیشتری فارغالتحصیل شدند و این همه کلینیکهای دام کوچک در شهرهای مختلف ایجاد شد که باعث شد به تدریج فرهنگسازی در این زمینه بالا برود و حداقل بدانند که دامپزشکی دکترا دارد و بالینی است.»

حکیم مهر: خانم دکتر، ورودی چه سالی و کدام دانشگاه هستید؟

بنده ورودی سال 76 دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان هستم و یک مقطع دو ساله هم به صورت مهمان در دانشگاه فردوسی مشهد مشغول مطالعه بودم.

حکیم مهر: چه سالی فارغ التحصیل شدید و بعد از آن چه کردید؟

در سال 82 فارغ التحصیل و از همان موقع در شهر مشهد مشغول به فعالیت شدم. نحوه فعالیتم به این ترتیب بود که در ابتدا علاقه به کار کلینیکی داشتم اما چون امتیازبندی لازم برای دریافت پروانه کلینیک را نداشتم، در کلینیک مرحوم دکتر باسامی به صورت دستیاری و کارآموزی مشغول به فراگیری شدم. البته کار اصلی من این نبود، بلکه فعالیت اصلی را به عنوان مسئول فنی در یک واحد بستهبندی گوشت شروع کردم. همان موقع انجمن صنفی مسئولین فنی و ناظرین بهداشتی را تاسیس کردیم و من به مدت 8 سال عضو هیات مدیره آن شدم. از سال 83 نیز به صورت همزمان، مدرس دانشگاه علمی کاربردی جهاد کشاورزی در مرکز هاشمینژاد مشهد شدم و شاخههای تکنسین دامپزشکی و علوم دامی مرتبط را در رشتههای مختلف فیزیولوژی، فارماکولوژی، میکروبیولوژی و رشتههای مرتبط با بهداشت گوشت تدریس کردم.

از سال 86 آقای دکتر باسامی اولین بیمارستان تخصصی دامپزشکی طیور در شرق کشور را تاسیس کردند و ادامه فعالیت من در آنجا بود، اما پروانه رسمی نداشتم. در سال 90 تصمیم گرفتم که حوزه فعالیت خود را عوض کنم و از آنجاکه امتیازبندی من کامل شده بود، به صورت جدیتر با دکتر باسامی مشغول به صحبت و رایزنی شدم. در نهایت از سال 92 به عنوان کلینیسین همکار دکتر باسامی در بخش طیور شدم.

متاسفانه در سال 95 دکتر باسامی فوت کردند و بیمارستان به شکل قبل فعالیت نداشت و منحل شد، لذا من به صورت جداگانه پروانه گرفتم و یک کلینیک اختصاصی طیور به همراه مایهکوبی طیور راهاندازی کردم و تا الان در آن مشغول به کار هستم. به صورت همزمان نیز انجمن صنفی کلینیسینهای خراسان رضوی را تاسیس کردیم که بنده به عنوان نایبرئیس حضور داشتم تا انتخابات جدید که بنده به صورت عضو هیات مدیره مشغول به فعالیت هستم.

حکیم مهر: آیا هیچ وقت به ادامه تحصیل فکر نکردید؟

اتفاقا چرا، از ابتدای فارغالتحصیلی در این فکر بودم. دکتر باسامی آن زمان یکی از معروفترین اساتید حوزه طیور بودند و برای دوره PhD به استرالیا رفتند. برگشت ایشان همزمان با فارغالتحصیلی من شد و از آنجا که من علاقه شدیدی به کار کلینیکی طیور داشتم، به ایشان مراجعه کردم و قرار شد که به صورت دستیار در خدمتشان باشم. یکی از خواستههای من ادامه تحصیل بود و در آنجا هم تا زمانی که ایشان حضور داشتند، به شکل مستمر فعالیتهای علمی و مقالات مشترک کار میکردیم. اما متاسفانه مشهد تخصص طیور نداشت و از طرفی من تمایل زیادی داشتم که در شهر خودم بمانم. البته یک بار هم برای تخصص در تهران شرکت کردم اما چون آن زمان، رشته بیماریهای طیور جزو رشتههای تاپ کشور بود و شهرهای خیلی کمی این تخصص را داشتند، قبولی در آن سخت بود.

از آنجا که آقای دکتر درصدد این بودند که رشته تخصصی طیور را به مشهد بیاورند، من کماکان منتظر بودم که هر زمان ایشان اعلام کنند، در مقطع تخصص شرکت کنم. اما متاسفانه ایشان فوت کردند. در حال حاضر هم برای من که در کار کلینیک هستم، شاید خیلی تفاوتی نکند که تخصص داشته باشم یا نه. چون به هر حال به شکل مستمر با اساتید متخصص خصوصا در تهران در ارتباط هستم و سعی میکنم که مطالب علمی من آپدیت شود.

در کل شاید به خاطر اینکه تخصص خیلی به درد کار کلینیکی نمیخورد و از طرفی من هم تمایل نداشتم که شهر خود را به خاطر تخصص عوض کنم، هنوز به آن ورود نکردم. با این حال هیچ وقت این موضوع را فراموش نکردم و شاید یک روزی تخصص شرکت کنم و هنوز دیر نشده است.

 حکیم مهر: پس در واقع شما صاحب تنها کلینیک اختصاصی طیور در خراسان هستید؟

در خراسان که تنها کلینیک اختصاصی طیور من هستم و در کل ایران هم تعداد ما زیاد نیست، چون حوزه سختی است. در مورد کلینیکهای حیوانات خانگی و پت، در سالهای اخیر تعداد آنها در کل کشور رو به افزایش بوده و خوشبختانه همکاران خانم ما توانستند فعالیت خوب و مراجعین بالایی داشته باشند، اما حوزه فعالیت من به نوعی صنعتی حساب میشود و کار صنعتی شرایط خاص خود را دارد. البته فعالیت در این حوزه خارج از توان بانوان نیست و نمیتوانم بگویم کاری در بخش طیور هست که من نتوانم با توجه به فیزیولوژی یک خانم انجام دهم، ولی متاسفانه آن فرهنگسازی لازم از نظر صنعتی انجام نشده و این به فرهنگسازی عمومی جامعه برمیگردد. در حوزه طیور ممکن است که مراجعین کافی نداشته باشیم و بنابراین کلینیک طیور برای یک خانم ارزش اقتصادی چندانی ندارد.

حکیم مهر: شما در طول سال های فعالیت، چقدر با نگاه خاص اطرافیان نسبت به یک بانوی دامپزشک مواجه بودید؟ آیا اتفاق افتاده که در جایی کم بیاورید؟

متاسفانه یا خوشبتانه دکتر باسامی در زمانی که خدمت ایشان بودم، بسیار از من حمایت کردند و اگر حمایتهای ایشان نبود، احتمالا من در این عرصه نبودم. شاید یکی از دلایلی که همکاران خانم ما علیرغم علاقهمندی به این رشته، نتوانستند در آن فعالیت کنند همین بوده که یک نفر به عنوان حامی و پشتیبان نداشتند. من نزدیک 13 سال به طور ثابت، از سال 82 تا 95 که ایشان فوت کردند، کنارشان بودم و همه مراجعین، هر دوی ما را همزمان میدیدند. اما کاملا لمس میکردم که در روزهایی که آقای دکتر در سفر یا جلسه بودند، مرغدار دوست نداشت که به من مراجعه کند، در صورتی که من هم در همان مجموعه بودم. به محض اینکه دکتر از مرغدار میخواست که به من مراجعه کند، بهانهای میآورد و قبول نمیکرد. حتی من یادم است که این اواخر که گرفتاریهای داخلی و کاری آقای دکتر زیاد بود و فرصت نمیکردند که به کلینیک بیایند، مرغداران بارها میگفتند که اگر خودت هستی ما میآییم. این مساله باعث شده بود که در دو سال آخر، آقای دکتر اعلام کنند که اگر خانم دکتر را قبول ندارید، پیش من هم نیایید، چون چشم من چشم ایشان است و زمانی که به کسی میگویم پیش او برو، یعنی به او اعتماد کامل دارم.

این حمایتها انجام شد تا اینکه من توانستم به یک جایگاه برسم. هرچند که بعد از فوت ایشان، از نظر تعداد مراجعهکننده ریزش داشتم اما باز هم چون جزو قدیمیها بودم، سعی کردم که خودم را وفق دهم. وضعیت از نظر نوع تلاشی هم که من انجام دادم، به همین صورت است. اگر یک آقا در حوزه کلینیک کاری انجام دهد و یک خطایی هم مرتکب شود، مراجعهکننده آن را پای یک خطا میگذارد و تمام میشود اما من اجازه هیچگونه خطایی ندارم. اگر در حوزه درمان 10 مرتبه کار درست کرده و یکبار اشتباه کنم، دفعه بعدی برای مرغدار وجود ندارد و من را حذف میکند و کنار میگذارد. لذا من، هم باید اثبات خانم بودن را بکنم و هم اثبات کار کلینیک، یعنی برای هر کیس، دو بار فعالیت می کنم.

وقتی پای صحبت آقایان مینشینم، میبینم که آنها هم ممکن است دیدگاههای علمی غلط داشته باشند، روشهایی غلط در پیش گرفته و خطاهایی هم داشته باشند، اما به این شکل نبوده که ریزش مراجعهکننده را تجربه کنند. حتی با توجه به افزایش سنوات کاری، شاید پیشرفت هم کردند اما من دقیقا دو برابر همان افراد در ازای هر سال تلاش کردم که کار خودم را حفظ کنم. نگاه به خانم در حوزه صنعتی هنوز جا نیفتاده است. حتی آن اوایل که ما دانشجو یا تازه فارغالتحصیل بودیم، چه در میان مراجعهکنندگان و چه کسانی که در بدنه جامعه با آنها صحبت میکردیم، دامپزشکی را به عنوان یک رشته کارشناسی میدانستند. یعنی حتی نمیدانستند که این رشته دکترا دارد. کم کم تعداد رشته‌های دانشگاهی بیشتر شد و شهرهای بیشتری توانستند دامپزشکی را بیاورند و افراد بیشتری فارغالتحصیل شدند و این همه کلینیکهای دام کوچک در شهرهای مختلف ایجاد شد که باعث شد به تدریج فرهنگسازی در این زمینه بالا برود و حداقل بدانند که دامپزشکی دکترا دارد و بالینی است.

حکیم مهر: جدا از نگاه جنسیتی، مهمترین معضلاتی که در این چند سال در حوزه درمانگری با آن مواجه بودید، چه چیزهایی بودند؟

یکی از معضلات اصلی ما در ارتباط با مسائل بهداشتی کار کلینیکی است. مثلا شهرداری درخصوص امحای لاشهها به ما ایراد میگیرد. ما مشکلی با امحای لاشه نداریم و از هر مسیری که درست است، رفتار میکنیم اما هیچ بستری را برای آن فراهم نمیکنند. شهرداری و محیط زیست فقط یک نامه میدهند مبنی بر اینکه شما اجازه امحای لاشه ندارید. خب، مکانی را برای دفن لاشه در نظر بگیرید و امکانات بدهید، ما هزینه آن را پرداخت میکنیم. این مساله حتی میتواند نوعی کارآفرینی در حوزه شهرداری و محیط زیست باشد و منجر به افزایش مشاغل شود. خود من تاکنون چندین جلسه با فرمانداری و نمایندگان بهداشت، شهرداری و محیط زیست داشتم اما راهکار نمیدهند و فقط ایراد میگیرند و اخطار پلمپ میدهند.

حکیم مهر: آیا درخصوص خروج کلینیک ها از شهر، از جانب شهرداری تحت فشار نیستید؟

در این خصوص هنوز چیزی را به ما اعلام نکردند و جامعه هدف آنها کلینیکهای دام کوچک داخل شهر است. ما به خاطر نوع فعالیتمان که صنعتی است، خود به خود بیرون از شهر هستیم. من در خاطر دارم که زمان شروع به کارم بعد از فارغالتحصیلی، عملا اطراف کلینیک هیچ ساختمان دیگری نبود و کاملا حومه شهر محسوب میشد. اما طی این چند سال حومه شهر توسعه پیدا کرده و مردم بیشتری در آن زندگی میکنند. در هر صورت ما همچنان حومه محسوب میشویم و هنوز ایرادی از ما نگرفتند. اما اگر بتوانند کلینیکهای دام کوچک را مجاب کنند که به خارج از شهر بروند، ممکن است قدم بعدی ما باشیم.

حکیم مهر: به عنوان حرف آخر...

کلینسین اسم بزرگ و خوبی دارد و اصل حرفه دامپزشکی، انجام کار بالینی، کلینیک، ویزیت، تشخیص بیماری و درمان است اما نسبت به زحمتی که میکشد و آسیب هایی که ممکن است ببیند، درآمدزایی ندارد. اگر یک کلینیسین دام بزرگ یک لگد از طرف اسب یا گاو بخورد، مدتها زمینگیر میشود. ما هم در کلینیک طیور به دلیل اینکه مجبور هستیم شب بمانیم و همچنین دوری مسیر تا منزل، احتمال آسیبهای زیادی داریم اما نسبت به سختی کار، درآمد آن چنانی نداریم. شاید یکی از دلایلی که حوزه طیور با اقبال کمتری روبرو میشود، همین است.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 


انتشار یافته: ۱۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
دکتر خاکسار
|
Netherlands
|
۰۵:۴۱ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
3
11
قطعا کسی رو که دکتر باسامی به عنوان دستیار انتخاب می‌کنند فردی مورد اعتماد و از لحاظ علمی به روز هست. خدا رحمت کنه دکتر باسامی عزیز رو
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۷ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
4
10
اولين بانوي كلينيسن طيور در خراسان رضوي وشايد از اولين ها در كشور
باعث افتخار دامپزشكي در استان هستند
نظم ,درستكاري ومهارت از خصوصيات اين همكار ما ميباشد
همكاران فارغ التحصيل جديد ميتوانند از ايشان الگو بگيرند
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۳۷ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
من کارآموزی در سال ۷۷ نزد خانم دکتر پورتقوی در ورامین میرفتم ایشان از کلینیسین‌های خوب طیور بودند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۷ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
0
10
خداقوت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۹ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
0
11
خداوند دکتر باسامی رو رحمت کنه. افتخار دانشجویی و کارآموزی در محضر ایشان داشتم. توان علمی ایشان و اخلاق حرفه ای شان همیشه برای من الگو بوده و هست. هر زمان یاد ایشان می افتم به شدت قلبم به درد می آید، دلتنگ محبت های پدرانه ایشان می شوم. واقعا جامعه دامپزشکی شخصیت این چنین بزرگ رو خیلی زود از دست داد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۰ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
0
6
من فکر میکنم جزو معدود اداراتی که خانمها شرایط بهتری از آقایان دارند همین دامپزشکی است.چون نه بازدیدهای کشتارگاهی راانجام میدهند ونه تست سل میکنند و درعوض تمام مزایای آقایان راهم دارند.اما در بخش خصوصی واقعیت اینست که هرکس توانمندتر باشد موفق تر است و ربطی به خانم واقا ندارد
نا شناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۱ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
1
3
قبلا ها قرار بود "پروانه توام" داده شود. چی شد؟
یعنی پروانه ای که در آن صاحب پروانه درمانی اجازه فروش دارو هم داشته باشد.
در این صورت عدالت برقرار میشه. چون الان داروخانه در امر درمان هر جور که بخواهد و بتواند دخالت می کند. اما کلنسین اجازه فروش دارو نداره و کمتر در فروش دارو دخالت می کنه.
الان چند درصد دارو ها با نسخه دامپزشک فروخته میشه؟
به نظر من بیش از ۹۰ درصد داروها با توصیه داروخانه فروخته میشه و کلنسین‌ کمتر دخالتی در آن ندارد و لذا در آمد داروخانه با کلنسین قابل مقایسه نیست.
زحمت و سختی این دو هم با هم قابل مقایسه نیست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۵ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
1
2
سلام، لطفا هیچ وقت تخصص طیور در .......، ....... و ........ رو انتخاب نکنید.اینا اساتیدش هم یک سوم شما کیس ندیدن. نابودتون می‌کنند.
پاسخ ها
نا شناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۱:۵۱ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
کدوم دانشگاه منظورتونه
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۱۸ - ۱۴۰۱/۰۹/۲۰
وقتی حکیم جان حتی اسم دانشگاه ها رو هم سانسور میکنه. شما اصلا فکر کن همه دانشگاه ها.
مسول فنی فروشگاهی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۳ - ۱۴۰۱/۰۹/۱۹
1
2
آفرین با غیرت
دکتر همتی
|
Belgium
|
۱۶:۱۶ - ۱۴۰۱/۰۹/۲۰
2
2
سرکار خانم دکتر روحبخش از همکاران بسیار عالم و خوشنام و ساعی در شرق کشور هستند . سلامت و پایدار باشند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۳ - ۱۴۰۱/۰۹/۲۰
0
2
متاسفانه
عدم حمایت از سوی اداره و حضور همکاران فاقد پروانه جهت ویزیت با قیمت رایگان در فارم ها و فروش دارو به قیمت پخش سبب شده، دیگر کیلینیک های اختصاصی طیور صرفه اقتصادی نداشته باشند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه