کد خبر: ۶۶۷۲۰
تعداد نظرات: ۵ نظر
خاطرات دامپزشکان:
در یکی از روزهای پاییز، پسر جوانی که علی‌الظاهر از قشر مرفه جامعه به حساب می‌آمد، سراسیمه وارد کلینیک دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان شد ...
 

خاطرات دامپزشکان

از شیر مرغ تا جون آدمیزاد!

دکتر علیرضا نخعی

در یکی از روزهای پاییز، پسر جوانی که علیالظاهر از قشر مرفه جامعه به حساب میآمد، سراسیمه وارد کلینیک دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان شد. از دور او را نظاره میکردم. سگی را در بغل حمل میکرد تا اینکه به بخش داخلی دام کوچک رسید. سگ دچار مشکل کمخونی شدید ناشی از ضعف، پیری و سایر بیماریهای زمینهای دیگر بود.

به صاحب حیوان گفته شد که تنها راه بهبودی وضع سگ بیمار شما، «انتقال خون» است. حاضر به پرداخت هرگونه هزینهای بود تا سگ بیمارش مداوا شود. قرار بر این شد که مقدمات انتقال خون از یک سگ دیگر که در دانشکده دامپزشکی نگهداری میشد فراهم شود. به پسر جوان اعلام شد که برای انتقال خون نیازمند «یک عدد کیسه خون» هستیم و شما باید بروید و یک کیسه خون بخرید و بیاورید تا کار انتقال خون انجام شود.

مرد جوان با عجله زیاد کلینیک را ترک کرد تا برود و کیسه خون بخرد و بیاورد. ما نیز سگ انتقالدهنده را از محل نگهداری خود به بخش دام کوچک آوردیم تا بدون فوت وقت کار انتقال انجام شود. پس از گذشت نیم ساعت، پسر جوان از درب کلینیک داخل شد در حالی که یک «کیسه پر از خون» در دست داشت.

صاحب حیوان گفت «بفرمایید، این هم کیسه خون، لطفا انجام دهید!»

همه کادر درمان بخش دام کوچک شوکه شده بودیم و با تعجب بسیار گفتیم که «این کیسه خون را از کجا آوردهای؟»

گفت «از هلال احمر!»

یک کیسه پر از خون با گروه خونی A  مثبت آورده بود. اینجا بود که فهمیدیم برای بعضی از افراد فراهم کردن «شیر مرغ تا جون آدمیزاد» در معنای واقعی امکانپذیر است!

 

منبع: روابط عمومی اداره کل دامپزشکی استان کرمان

- برگزیده به عنوان خاطرات برتر در مسابقه خاطره‌نویسی هفته دامپزشکی
 
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
دکتر اسداله زاده
|
United Kingdom
|
۱۳:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۹
0
3
دکتر نخعی برا کرمونیا محدودیت قاءل نباش من6 ساله خیلی چیزا دیدم.
علیرضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
0
0
اسکناس درشت مار رو از لونه بیرون میاره
همکار
|
United States
|
۰۷:۱۷ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
0
0
یک سوال برایم پیش آمد، فرمودید قرار شد انتقال خون از یکی از سگ‌های دانشکده انجام شود ولی به طرف گفتید نیاز دارد یک کیسه خون بخرد و بیاورد و او هم دانشکده را ترک کرد (در حالی که شما تماشاگر بودید) تا خون بخرد و شما منتظر هم بودید ایشان با کیسه خون برگردد تا به قول خودتان بدون فوت وقت انتقال خون انجام دهید؟ آیا منظور شما خریدن خون از دانشکده بود یا از سطح شهر؟ اگر خرید قرار بود از دانشکده باشد که صاحب دام قرار نیست کیسه خون را برداردر و از یکسر دانشکده حمل کند به سمت دیگر آن چون این وظیفه او‌ نیست که خون را از بانک خون دانشکده تحویل بگیرد و به کلینیک دانشکده ببرد و او فقط باید صورت حساب را پرداخت کند، اگر‌ هم منظورتان خرید از سطح شهر بود که این درخواست غیر‌منطقی است و باز هم به صاحب دام بی ارتباط است. اگر لطف کنید کمی برای روشن‌سازی بنده توضیح بدهید ممنون می‌شوم.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۰۷ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
منظورشون کیسه خالی خون به عنوان ظرف انتقال هست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۶ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
0
0
اگر مشتری یک کیسه پر ازخون خریده بود، دیگه چه نیازی به سگ انتقال دهنده بود؟!!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه