پیاده روی با سگ، کسب منافع و دفع مضارها (بخش اول) - دکتر سید شهرام میرزمانی
drmirz1logo_0_37708

پیشگفتار:

هر یک از افراد در جوامع انسانی با توجه به شرایط و قوانین و مقررات موضوعی و درک خود از موضوع با شیوه و کاربردهای مختلفی از سگ به عنوان یکی از مخلوقات خداوند استفاده کرده و از منافع و ضررهای معنوی، روانی و مادی آن بهره مند خواهند شد. موضوع سگ داری، سگ گردانی، سگ بازی و یا سگ چرانی یا پیاده روی سگ و یا هر عبارت و واژه ای که برروی مراقبت و نگهداری سگ و رفتار ما با آنها گذاشته شود، با هدف و کاربرد آن به ویژه نحوه رفتار انسان با سگ و با معیار و مقیاس و هنجارهای شرعی، عرفی و اجتماعی جامعه مفهوم می یابد که می تواند قابل تمجید (مانند سگ نگهبان گله) و یا نکوهش (مانند نگهداری سگ در خانه همراه با مزاحمت و تضیع حقوق دیگران و یا تضیع حق حیات حیوان) جامعه قرار بگیرد.

هدف نگارش این متن در ابتدا، تبیین نظر دین مبین اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی، در ارتباط با نگهداری و مراقبت سگ با استناد به آیات، روایات و احکام (در حد بضاعت خود) می باشد. سپس برای مشخص کردن وضعیت نگهداری و مراقبت سگ در جوامع انسانی که همانند هر مقوله دیگری از یک جامعه به جامعه دیگر متناسب با هنجارهای مذهبی، عرفی و اجتماعی آن متفاوت است، شیوه های برخورد مناسب با موضوع نگهداری و مراقبت سگ و بهره مندی از منافع آن و دوری از ضررهای آن بیان خواهد شد.

تجربه زندگی با حیوانات:

قبل از اینکه به موضوعات مورد بحث گفته شده ورود نمایم، علاقمندم مجموعه مطالبی را درباره اینکه چرا رشته دامپزشکی را انتخاب کردم، همراه با خاطره ای برای شما عزیزان بیان نمایم.

نخست اینکه دنیای حیوانات این مخلوقات زیبا و با رفتارهای موثر در زندگی و ادامه حیات انسان ها به عنوان اشرف مخلوقات (البته انسان کامل، به تعبیر شهید مطهری) بسیار شگفت انگیز است. انسان ها از ابتدای خلقت درس های زیادی از زندگی و رفتارهای حیوانات برای ادامه بقاء خود در چرخه حیات آموخته اند که بیان همه آنها در این مجال نمی گنجد، اما فقط دو مورد آن را برای یادآوری قید می نمایم. از جمله داستان زاغ و قابیل و آموختن روش دفن مردگان (هابیل) از زاغ (این داستان در روایتی توسط امام سجاد (ع) جد بزرگوارم نقل شده است) و یا استاد بزرگوارمان دکتر حسن تاجبخش در کتاب تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران بیان می نماید که انسان برای اولین بار تنقیه کردن را از لک لک سیاه آموخته است. از این مثال ها بسیار است. این نکته قابل تاکید است که هنوز هم شگفتی های زیادی در خلقت حیوانات از موجودات ذره بینی یا ریزتر از آن در حد ملکول ها، اتم ها، عناصر و بزرگترین پستانداران وجود دارد که می تواند به بهبود کیفیت زندگی و حیات انسان کمک نماید و هنوز شناخته نشده است.

دوم اینکه همه انسان ها از دوران کودکی ابتدا با حیوانات در طبیعت و سفره هفت سین (ماهی قرمز تنگ) آشنا می شوند و سپس این ارتباط و آشنایی با بازی با اسباب بازی های حیوانی و تماشای فیلم ها و انیمیشن ها و کارتن های مختلف از جمله در دوران کودکی ما مانند مدرسه موش ها، شهر موش ها 1، اسکیپی، یوگی و دوستان، پلنگ صورتی، 101 سگ خال دار، گرگ ناقلا و خرگوش بلا، جوجه اردک زشت، گوریل انگوری، گوفی، هاچ و زنبور عسل، تام و جری، میگ میگ، و غیره و کارتن های امروز مانند گارفیلد، جی فورس، ریو، ماداگاسکار، شیر شاه، ماجراهای گوسفند زبل و سگ گله، عملیات آجیلی، آلوین و سنجاب ها، پاندای کونگ فوکار، هاپ، شهر موش ها 2 و غیره که حتی ما بزرگترها بیشتر از کودکانمان آنها را می بینیم و همچنین زمزمه داستان های فلکوریک مانند شنگول و منگول، جک و لوبیای سحرآمیز و مرغ تخم طلا توسط مادرانمان و آموختن داستان های حیوانات در کتاب درسی مانند چوپان دروغگو، زاغ و روباه، خاله پیرزن، خاله سوسکه، شنل قرمزی و مطالعه شاهکارهای ادبی از جمله کلیله و دمنه، قلعه حیوانات، زنبور عسل، مورچگان، موریانه، و غیره و داستان حیوانات در قرآن مانند حیوانات نوح، شتر صالح، گرگ یوسف، سگ کهف و غیره و داستان ذونجناح، اسب امام حسین (ع) و رخش، اسب سهراب در روند تکامل و رشد جسمی، روانی، روحی و اجتماعی ما انسان ها بسیار موثر بوده است. البته به بیان قرآن کریم، انسان ها بسیار فراموش کار هستند. خیلی از انسان ها پس از بزرگ شدن در تصمیمات و رفتارهای خود با حیوانات یادشان می رود که آنها در تکامل جامعه بشری از زمان خلقت تا امروز و آینده موثر بودند و خواهند بود، بنابراین در حق آنها اجهاف و ظلم می نمایند و آنها را از حق حیات و همراهی با جامعه انسانی و طبیعت سلب می نمایند.

در نهایت، من هم مانند هر انسانی در دوران رشد و تکامل کودکی خود با حیوانات آشنا شدم و گروهی از آنها جمله کبوتر، مرغ و خروس، اردک، پرندگان دیگر مانند قناری، طوطی، سره، بلبل، فنچ، انواع ماهیان آکواریومی و در نهایت سگ نگهبان را در کنار خود نگهداری می کردم و ساعات تنهایی و فراغت از تحصیل را به مراقبت و نگهداری از آنها می گذارندم. اعتقاد دارم که این موجودات به همراه حضور در عرصه ورزش در سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی (با نظاره بر شگفتی های خلقت خداوند متعال) و شکل گیری شخصیت من بسیار موثر بوده اند. پس علاقمندی من به حیوانات از دوران کودکی و نوجوانی آغاز شد.

خاطره ای که می خواستم برای شما تعریف نمایم، از این جا شروع می شود. در ابتدای دهه 60، برای ادامه تحصیل و زندگی به یکی از روستاهای شرق تهران به نام روستای جابان (70 کیلومتری جاده تهران- فیروزکوه) در شهرستان دماوند و کوهپایه زرین کوه، مهاجرت موقتی (حدود دو سال) داشتم. در این منطقه کوهستانی، آن سال ها زمستان های سخت و طولانی وجود داشت و برف سنگینی در پائیز و زمستان می بارید! من در طول هفته در روستا تنها زندگی می کردم و روزها با سرویس به مدرسه (سال اول دبیرستان، واقع در شهر گیلاوند) می رفتم. در آخر هفته اعضای خانواده به روستا می آمدند. در این مدت یک قلاده سگ به نام جو (نژاد ژرمن شیفر- قهوه ای) که از تولگی آن را بزرگ کرده بودم، با من در باغ به عنوان سگ نگهبان زندگی می کرد. در این دوره یکی از تفریحات ما کوهنوردی، کوهپیمایی و پیاده روی بود که در فصول مختلف و مستمر انجام می شد. در این مدت بود که با زندگی حیات وحش از جمله کل و بز، کبک و گرگ و روباه در منطقه آشنا شدم و با عبور از ارتفاعات زرین کوه به دریاچه لار نیز سفر کردم و با طبیعت بکر و دست نخورده آن زمان منطقه لار و شگفتی های طبیعی و حیات وحش آن از جمله قزل آلای خال قرمز در دریاچه آشنا شدم. همچنین در این مدت با کمک روستائیان عزیز با پرورش و نگهداری برخی از حیوانات اهلی مانند مرغ، خروس، اردک و غاز، گوسفند و بز، گاو، زنبور عسل، اسب، الاغ و قاطر آشنا شدم و نحوه زندگی و مراقبت و مشکلات آنها را شناختم.

در یکی از شب های زمستان سخت همان سال، تازه سگ نگهبان باغ به سن یک سالگی رسیده بود، به علت بارش شدید برف (حدود یک متر)، از سر شب زوزه گرگ های در منطقه شنیده می شد، در نزدیکی نیمه شب بود که یک ماده گرگ از لای میله های در وارد باغ شد و به سگ نگهبان حمله ور شد؛ درگیری شدیدی بین سگ و گرگ ماده گرسنه در گرفت. در این بین برای کمک به سگ من هم با بیل و کلنگ (دوسر تیز) برای رد حمله گرگ وارد عمل شدم. ابتدا گرگ ماده را یک بار از در باغ خارج کرده (اطراف باغ دیوار کشیده شده بود و حیوانی نمی توانست وارد شود)، اما دوباره به باغ وارد شد و به سگ حمله کرد. در این بین برای نجات سگ و خودم یک کلنگ دوسر تیز را به صورت افقی به سمت گرگ ماده پرتاب کرده و مانند کمان و تیری که به هدف می نشیند به ناحیه قلب و ریه های گرگ برخورد کرد و جان آن را گرفت. فردای آن روز ، پس از پایان بارش برف و آفتابی شدن هوا با دوستان گرگ ماده کشته شده را به مرکز روستا برده و به رسم گله داران "سر گرگی" دریافت کردیم . پس از این برای تقویت نگهبانی باغ، یک قلاده سگ نگهبان دیگر متعلق به یکی از دوستان خانوادگی آوردیم، که خاطره بدی از بیماری آن به واسطه آلودگی گسترده آلت آن به میاز و عدم موفقیت درمان های انجام شده و در نهایت تلف شدن آن دارم.

پس از بازگشت به تهران در سال 1364، سال دوم علوم انسانی را ادامه دادم که بعد به واسطه علاقه به رشته تجربی با قبولی در دروس اختصاصی در امتحانات شهریور تغییر رشته داده و سوم تجربی را از مهر سال 1365 آغاز کردم. در مجموع، تجربه زندگی در طبیعت و با حیوانات باعث شد که بحران های دوره جوانی را پشت سر گذاشته و دنبال قبولی در رشته دامپزشکی در کنکور سراسری باشم. این آرزو ، با یک رویا قبل از اعلام نتایج کنکور سال 1367 همراه بود و با پذیرش در دانشکده دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج (دوره اول، مهر 1367) تحقق پیدا کرد. پس از پایان تحصیل در رشته دامپزشکی، دوباره رویا صادق، در زندگی من فصل جدیدی را با خدمت در نیروی دریایی راهبردی در استان گیلان رقم زد.

امروز، پس از 27 سال، همچنان افتخار می نمایم که این رشته تحصیلی را با همه مشکلات دیروز، امروز و آینده آن در ایران انتخاب کردم. گرچه مستقیماً درگیر درمان و تسکین درد، رنج و آلام مخلوقات بی زبان (به ظاهر و دارای زبان غیر کلامی، بدنی و رفتاری) خداوند متعال نیستم، اما همواره خوشحالم که به هموطنان دوست دار حیوانات (به مثابه فلسفه نامگذاری 14 مهر به عنوان روز دامپزشک) از طریق حکیم مهر، به عنوان پل ارتباطی خود با آنها، با ویزیت رایانامه ای برای مراقبت و درمان حیوانات خانگی آنها مشاوره و راهنمایی می دهیم. البته اکنون به واسطه زندگی آپارتمان نشینی قادر به نگهداری حیوانات نیستم، اما خانواده ام به ویژه همسرم علاقه وافری به نگهداری حیوانات مطابق با شرایط مانند آبزیان، پرندگان، همستر و خرگوش دارند. انشاء الله در زندگی علاوه بر انجام عبادات (حق الله) و رعایت حقوق سایر انسان ها (حق الناس) و رعایت حق خود (حق النفس- به تعبیر آیه 195 سوره بقره، با دست خویش خود را به هلاکت نیندازید)، حقوق حیوانات، این مخلوقات شگفت انگیز را در عمل رعایت نماییم، تا اینکه آنها هنگام تسبیح و ثنای خداوند در حق ما هم دعای خیر نمایند.

نظر دین مبین اسلام درباره سگ و کاربردهای آن

سگ نجس العین است، باید از آن در غیر موارد ضروری حذر کرد. در قرآن کریم درباره طهارت و نجاست سگ سخنی به میان نیامده است. البته این گونه نیست که همه احکام فقهی در قرآن کریم آمده باشد. قرآن کریم در احکام فقهی معمولاً به کلیات بسنده کرده و تبیین و تفسیر آن را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و پس از وی، به امامان معصوم (علیهم السلام) سپرده است.

واژه «نـجـس» از نـظر لغت شناسان به معناى کثیفى، ناپاکى، ضد طهارت، ضد نظافت و به معنای پلیدى آمده است. بهترین تعریف لغوی از راغب اصفهانى است که نجس را به معنای پلیدی ظاهری و باطنی می داند؛ او مى نویسد: «نجاست، قذارت وکثیفى است که بر دو نوع می باشد؛ یکی، آنکه با حواس انسان قابل درک است و دیگری، آنکه با دیده بصیرت درک می شود. یعنی گاهی نجس دانستن چیزی بخاطر پلیدی باطنی آنست و تأثیر منفی که بر روح و روان انسان می گذارد. در مصداق معنی دوم خداوند تعالی مشرکان را به آن توصیف کرده است (مشرکان نجس هستند).

پیش از بیان فلسفه و حکمت نجاست سگ، شناخت مفهوم «نجاست» ضروری است. در اصطلاح فقهى، نجس به چیزى مى‏گویند که یا از لحاظ ظاهرى و مادّى آنچنان پلید، زیان آور و خطرساز است؛ و یا از لحاظ باطنى و روحى داراى شقاوت، پلیدى و خباثت مى‏باشد؛ و یا این که در بردارنده‏ى هر دو بُعد یاد شده است. به حدّى که حتى وجود یکى از این ابعاد، در لزوم اجتناب و پرهیز از آن‏ها کافى است. سگ هم از لحاظ ظاهرى و هم از لحاظ باطنى و روحى، خطرساز و ضررآفرین‏اند و اجتناب از آن‏ ضرورى است و دربردارنده‏ى نوعى پلیدى و در نتیجه «نجس» است.

بنابراین موضوع نجاست سگ، به دو دلیل یکی تواتر روایات از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) (که یا به صراحت سگ را نجس دانسته و یا روش های برخورد با آن را همانند بر خورد با سایر نجاسات بیان کرده اند) و دیگری اجماع فقها اعم از متقدمین و متاخرین، یک مسئله فقهی است. فلسفه حکم نجس برای سگ دوری کردن انسان از آن است، مگر دلیل و منفعت عقلایی مانند نگهبانی، شکار، امداد و نجات، همراهی افراد خاص، کارهای پژوهشی، و غیره داشته باشد. یعنی نگهداری سگ در این موارد خاص اشکالی ندارد. اما در هر حال باید احکام پاکی و نجسی در هنگام نگهداری آن به هر شکل رعایت شود. بنابراین حتی مراعات مراقبت، بهداشت و نظافت سگ در رفع نجاست آن تاثیری ندارد. برخی از روایات مرتبط با سگ عبارتند از:

امام صادق (ع): الکلب رجس نجس؛ سگ موجودی نجس است.

امام صادق (ع): انّ الله تعالى لم یخلق خلقاً أنجس من الکلب؛ خداوند هیج مخلوقی را نجس تر از سگ نیافرید.

امام صادق (ع): لا والله انّه نجس لا والله انّه نجس؛ به خدا قسم سگ نجس است به خدا قسم سگ نجس است.

امام علی (ع): تَنَزَّهُوا عَنْ قُرْبِ الْکِلَابِ فَمَنْ أَصَابَ الْکَلْبَ وَ هُوَ رَطْبٌ فَلْیَغْسِلْهُ»؛ از نزدیکی با سگ ها دوری کنید. پس هر کس با سگ برخورد داشت، در حالی که بدنش خیس بود، باید بدنش (محل برخورد) را بشوید.