کد خبر: ۵۹۷۷۹
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
 

خاطرات دامپزشکان‌

خاطرهای متاثرکننده از دکتر مدبر کرم‌الهی

 

در درمانگاه مشغول کار بودم. شخصی وارد شد و گفت در یکی از روستاهای دوردست یک نفر گاوش مریض است و چون بضاعت مالی ندارد، نمیتواند آن را جهت درمان به شهر بیاورد و از من تقاضا کرد که به اتفاق ایشان راهی روستا شویم. این را هم گفت که از خودش دو هزار تومان بابت هزینه ویزیت پرداخت میکند.

حرکت کردیم و بعد از ساعتی به روستا رسیدیم. تعداد زیادی از اهالی روستا داخل حیاط جمع بودند و منتظر دامپزشک تا شاید با معجزهای گاو را درمان کند. گاو بیمار در طویله زیرزمینی بود که پنجرهای به داخل حیاط داشت. وارد طویله شدم. گاو زمینگیر بود و توان برخاستن نداشت.

معاینه انجام شد و دامدار گفت «آقای دکتر، نظرتان چیست؟»؛ گفتم «به نظر من امیدی به بهبودی وجود ندارد»؛ همین جمله کافی بود تا آرام آرام صدای گریهی زن خانه به گوش برسد و بعد همراهی سایر زنان روستا.

بیرون آمدیم. تعدادی از مردم دلداری میدادند و بعضی همچنان گریه میکردند. در حالیکه من و بقیه اهالی که در طویله بودیم به داخل حیاط برگشتیم. به طور اتفاقی چشمم به پنجره طویله افتاد. مرد خانه بالای سر گاو بود و دور از چشمان من و بقیه در حال گریه کردن. با آستین کت کهنهاش در حال پاک کردن اشکهایش بود. بعد از چند دقیقهای که آثاری از اشکها بر گونههای پر چروکش باقی نمانده بود اما غافل از اینکه «رنگ رخسار گواهی دهد از سر درون».

کنار من آمد و جملهای گفت که تا مغز استخوانم را سوزاند. در کنار من پسر هجده سالهاش هاج و واج صحنه را تماشا میکرد. مرد خانه گفت: «آقای دکتر، به خدا قسم اگر الان این پسرم بمیرد برای خرید کفنش پول ندارم. الله و اکبر.»

قابل توجه آنانی که با پولهای باد آورده و دستاندازی به بیتالمال پسران و دختران هجده سالهشان را راهی دانشگاههای فرنگ کردهاند، آنانی که ویلاهای میلیاردی از دوستانشان هدیه میگیرند، آنانی که زانوهای نامرئیشان را بر حلقوم مردم فشار دادهاند و از پولهایشان وامهای میلیاردی میگیرند و  حتی کپی شناسنامه منحوسشان را به عنوان وثیقه به بانک نمیدهند، و هزاران آنانی که میخورند و میخورند و میخورند تا بمیرند انشاءالله.
 

فراخوان حکیم مهر:

ضمن تشکر از جناب دکتر کرم‌الهی گرامی به خاطر ارسال این خاطره زیبا، به اطلاع کلیه همکاران ارجمند می رساند، حکیم مهر آمادگی دارد خاطرات شما را در حوزه دامپزشکی با نام (و یا در صورت تمایل، بدون نام) نویسنده منتشر نماید.

نحوه ارسال خاطرات:

1. بخش «تماس با ما» در بالای صفحه اصلی سایت

2. ایمیل info@hakimemehr.ir

3. ایمیل hakimemehr2013@gmail.com

 

انتشار یافته: ۱۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۴
مسول فنی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
2
ممنون جناب دکتر الان دیگه کسی بالای سر گاو گریه نمی کنه بطور کلی روانشناسی مردم و خصوصا جوان امروز تغیر کرده طی این سالها
ناشناس
|
United States
|
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
5
خاطره اي بود و نصيحتي

نصيحتي براي آنان كه كشتارگاههاي سنتي غير مجاز را با گرفتن وجه المصالحه مجوز ميدهند و تبديل به كشتارگاه استاندارد و مجاز ميكنند و براي خودشان و خانواده شان امكانات لاكچري تهيه مي كنند

هم آنان كه بيت المال را ملك طلق پدري خود كرده اند و تو گويي به نوكران و كنيزكان خود اعانه ميدهند حال آنكه اين كارمندان مفلوك اسما و رسما و قانونا كارمند دولتند نه كارمند و اجير اين مال حرام خوار و آن اجنبي پرست خيانتكار به ايران و چه طرفه سرنوشتي دارند اين كارمندان كه دولت حتي توان اعمال نظر بر سرنوشت كارمندانش را نيز از كف داده است و روابط ميان كارمندان و مديران به قانون جنگل تغيير يافته است

دلنوشته ها بسيار است ولي هيچ زورگو و خائني پا نگرفت مگر جايي كه يك مسئول كه بايد مي شنيد نشنيد ، جايي كه يك مقام بايد ميديد ، ديد و چشمانش را بست
حكيم مهر عزيز تا جايي كه ميتواني نقطه چين نكن بگذار بدانند چه بر سرمان آمد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
0
همکار عزیز و دامپزشک با معرفت و دلسوز واقعی مردم بدون غرور و یا دامپزشک های که هم برای ‌بهداشت عمومی هم درمان حیوانات بیمار یا درمان حیوانات پرورشی کم داراها بوجود آمده‌ ولی متاسفانه بعضی از همکاران که در رشته جانبی دامپزشکی غیر از درمان فعالیت دارند این موضوع را یا یاد نگرفتن یا فراموش کردن و با هر نظر همکار خود در مورد هر موضوعی چون خود در رشته ای که فعالیت میکند بخاطر پروموشن با جمع آوری رفرتس های دیگر و ترجمه آن که خود و بکمک دیگران تهیه کردن با غرور کاذب در مورد نظر دیگران هی ارایه رفرنس می طلبن نمیداند کار پزشکی در درمان با علم اولیه و تجربه کار درست و دلسوزاته و تحقیق بدست میآید درک میکنم ‌خاطرات کلینیکی حضرتعالی را و با صدای بلتد بشما میگویم همکار خدا قوت زیرا چون من در پنجاه سال کار دامپزسکی خود در لاینهای مختلف کلینیکی از این نوع خاطرات بسیار دارم و به آن آقای ناشناس که در مورد ضخم لاشه مرغ نظر و تحربه موافقان تظر آقای دکتر بابای بیانات بی مورد و در حد شخصیت خود بیان کردن پیشنهاد میکنم این خاطره کاری شما را بخواند شاید بخود آید و ببمورد بیانی نفرمایند و بداند کار دامپزشکی و درمان چه چیزهایی دارد و ار لاک توهم خود باوری بیرون آید
کاسترو
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
3
با تقدیم احترام و تشکر از خاره و تلنگر آخر خاطره:
قابل توجه آنانی که با پول‌های باد آورده...
و قابل توجه آنهایی که با پستهای بادآورده مسئولیت میگیرند در دامپزشکی در سطوح مختلف و جولان فروش گوشت حاصل از کشتار غیرمجاز را می بینند و میبینند که انسانها در محدوده ای که او مسئولیت سلامت گوشت را عهده دار شده چه آلودگیهایی را به خورد خود و خانواده هایشان میدهند و ......... توان برخورد را ندارند ..................
کارشناس سازمان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
0
دکتر کرم اللهی عزیز بنده با جنابعالی سالها آشنا هستم
دکتر جان شما در یکی از استان های محروم مشغول به فعالیت هستید دکتر جان خیلی دور نرو در ماههای اخیر .......... دارو و واکسن تا ۶ برابر قیمت آن افزایش پیدا کرده و بودجه عملیات واکسیناسیون که برای حمابت از دامداران پیش بینی شده بود دارد به صفر می رسد .طرح های واکسیناسیون تب برفکی ، ابله ، شاربن ، طاعون و غیره از حمایت خارج شده یا در حال خروج است .
سازمان های نظارتی ، نماینده های محترم مجلس شورا به داد دامداران برسید مگر شما امین این مردم نیستید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
4
امروز به حال کارمندان فقیر و زیر خط فقر سازمان دامپزشکی باید گریست
با این حقوق فقط باید تامین خوراک کرد و هیچ کاری برای خانواده و .... نمی توان انجام داد
ای بزرگان کشور و سازمان دامپزشکی به داد مردم و کارمندان برسید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
4
بنده به عنوان یک دامدار که از اوان کودکی تا حالا که 40ساله هسیتم دامدار بوده و هستم دست دامپزشکان خدوم و با سواد و کاربلد و متواضع را می بوسم
برخی مشکلات ناشی از بعضی از این دامپزشکانی هستند که در سیستم دولتی مشغول اند و در انجام وظایف ناتوان اند مثلا طرف را گذاشتند ................. ولی عرضه برخورد با تخلف را ندارد در دیگر بخشها هم همینطور از ......... تا معاونت ........... اداره کل و...
ناشناس
|
Germany
|
۲۰:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
2
1
این اتفاق در دامپزشکی و خصوصا صد ها برابر بیشتر در پزشکی بسیار معمول و متعارف هست . فکر نمیکنم همکاران کلینیسین تا بحال بارها با این صحنه ها برخورد نداشته باشند .
ناشناس
|
United States
|
۲۱:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۸
0
3
دامپزشکی که بیشتر با انسانهای فقیر سر و کله میزنن این اتقاقات زیاد. ولی من دلم به حال نیروهای طرحی میسوزه که خود سازمان دامپزشکی در حقشان ظلم میکنند یه چندر غازی بعنوان حقوق و خیلی کارهم ازشون میکشن در آخر هم خوش نیمدی ................
ناشناس
|
Germany
|
۰۰:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۹
0
2
این بیشتر به عنوان کنایه بود تا خاطره،اما ای کاش به جز مسائلی که ایشون بیان نمودند در زمانی که مسئولیتی داریم خوب و دقیق عمل کنیم و حق کسی را ضایع نکنیم و چشم به روی حقایق نبندیم،که انجام این کارها هم هیچ فرقی با این موارد گفته شده در خاطره فوق ندارد.
حسن پور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۹
3
1
بنده با دکتر کرم الهی سال های دور (14 سال قبل) در شهرستان سلسله (الشتر) برای مدتی همکار بخش خصوصی بودم و مردم داری ، انسانیت و برزگواری و کمک بی دریغ به همکاران تازه دانش آموخته توسط آقای دکتر مدبر کرم الهی، زبانزد خاص و عام بود. من هم در مدت کوتاهی که در الشتر لرستان خ آیت ا... کاشانی، به عنوان دامپزشک غیربومی کلینیک و افتخار خدمت به مردم آن دیار را داشتم ، چنین شرایطی را در گاو های مبتلا به «تب نزله ای بدخیم» (MCF) که در طویله های زیرزمینی تاریک نگهداری می شدند، دیدم. این خاطرات برای آنانی که کار میدانی کرده اند آشناست. جای جای الشتر از سراب زز و پرسک، چشمه برقی، جوانمرد تا فیروز اباد و چشمه علی اکبر و دکاموند ، القاص آباد ندر ، سراب هنام و... آکنده از خاطرات نیک دکتر کرم الهی، بزرگمرد روستای سیاه پوش الشتر است. سرفراز و پیروز و سلامت باشی آقای دکتر کرم الهی.
پاسخ ها
مدبر کرم الهی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۹
از لطف و بزرگی شما دوست عزیز بسیار ممنونم .جنابعالی از دامپزشکان با سواد و فعالی بودید که در مدت کوتاهی که در الشتر کار کردید در دل مردم جای گرفت