کد خبر: ۵۱۹۲۷
تعداد نظرات: ۸ نظر
معاون اداری و مالی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با حکیم مهر:
«دکتر علیرضا باهنر» افزود: در زمان وزارت خانم دکتر دستجردی، همه تصور می‌کردند که کار تمام است؛ اما آیا پیگیری جدی شد؟ خیر ...
 

حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی:‌ معاون اداری مالی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران معتقد است که جدایی دامپزشکی از علوم پزشکی یک درد است که آثار آن را در دانشگاه تهران در درکی که سایر رشته‌ها، مدیران و همکاران دانشگاهی از ماهیت رشته دارند، احساس می‌کنیم؛ اگر جایگاه دامپزشکی در علوم پزشکی باشد، این درک حداکثر است چون آنها نیازها را احساس و همراهی می‌کنند.

از نظر «دکتر علیرضا باهنر» آسیب بزرگتر این است که وزارت بهداشت را با الحاق آموزش پزشکی فربه کردیم؛ به تعبیر یکی از اساتید قدیمی علوم پزشکی، یک رئیس دانشگاه علوم پزشکی ضمن اینکه همزمان دانشجو تربیت می‌کند، باید مراقب باشد که شیرینی و رب گوجه فرنگی موجود در بازار خراب نباشد. خب، این فرد چطور می‌تواند رئیس دانشگاه هم باشد؟

حکیم مهر: آقای دکتر، اخیرا خبر واگذاری امور آموزشی و پژوهشی دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی به معاونت علوم پزشکی منتشر شد. آیا می‌توانیم امیدوار باشیم که دانشگاه‌های سراسری از جمله دانشگاه تهران هم در این حوزه پیش‌قدم شوند؟

انتقال آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت تبدیل به یک موضوع مزمن در صنف دامپزشکی شده است. علی‌رغم تمام صحبت‌هایی که می‌شود و زحمت‌هایی که حکیم مهر و سایر رسانه‌ها می‌کشند اما اراده جدی و محکمی برای پیگیری آن از داخل صنف دیده نمی‌شود. اگر هم قرار باشد این انتقال انجام شود، فراز و نشیب‌های خیلی زیادی دارد. اینکه آیا دستگاه اجرایی هم منتقل شود یا نه، مخالفان و موافقان جدی داخل صنف دارد. در بدنه صنف، اکثریت موافق را می‌توان احساس کرد اما در رده‌های بالاتر و مسئولین و اساتید، مخالفان جدی هم وجود دارد.

اگر در یک سطح بالاتر در کشور و جامعه نگاه کنیم، اتفاق درست این است که آموزش عالی یکپارچه شود. ایران جزء کشورهای نادر و معدود است که آموزش پزشکی را به وزارتخانه دیگری که باید خدمات بهداشتی درمانی ارائه دهد، منتقل کرده است. فرایند صحیح این است که آموزش پزشکی در وزارت علوم باشد، کمااینکه سال‌های گذشته به این شکل بوده و صرفا به خاطر کمبود پزشک در آن زمان که واردات آن از هند و بنگلادش صورت می‌گرفت، تفکیک صورت گرفت تا از بیمارستان‌ها برای تربیت پزشک استفاده شود. امروز اما دیرزمانی است که آن نیاز منتفی شده و چه بسا مازاد پزشک هم داریم اما توزیع پزشک به درستی صورت نگرفته است.

حکیم مهر:‌ پس از نظر شما انتقال آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت اتفاق درستی نیست؟

من موافق انتقال آموزش دامپزشکی هستم، کمااینکه در حال حاضر جدایی دامپزشکی از علوم پزشکی یک درد است که آثار آن را در دانشگاه تهران در درکی که سایر رشته‌ها، مدیران و همکاران دانشگاهی از ماهیت رشته دارند، احساس می‌کنیم. اگر جایگاه دامپزشکی در علوم پزشکی باشد، این درک حداکثر است چون آنها نیازها را احساس و همراهی می‌کنند.

در زمان وزارت خانم دکتر دستجردی، همه تصور می‌کردند که کار تمام است. اما آیا پیگیری جدی شد؟ خیر. من احساس می‌کنم حالا هم این مساله به همین صحبت‌ها ختم می‌شود و زمان می‌گذرد و یک برنامه مدون و کامل احساس نمی‌شود؛ در واقع با این روال من فکر نمی‌کنم اتفاقی بیفتد.

حکیم مهر: حرکت اصلی ازسوی چه کسی باید آغاز شود؟

آموزش یک امر دولتی است. اگر دانشگاه آزاد این تصمیم را گرفت، کار درستی کرد و ان‌شاءالله آنجا این لجام‌گسیختگی مهار شود. دولتی‌ها هم باید از طریق گروه دامپزشکی وزارت علوم پیگیری کنند. متولی انتقال آموزش وزارت علوم است. معاون آموزشی وزارت علوم که یکی از گروه‌های آن دامپزشکی است، باید با دکتر لاریجانی یک جلسه برگزار کنند و بگویند این نیاز در مملکت هست، چه کنیم؟

این مساله باید صحبت شود. اگر نه ۱۰ سال دیگر هم کار به همین شکل است. تلاش رسانه‌ها واقعا قابل تقدیر است اما من شخصا به عنوان کسی که در مجموعه‌های علمی فعالیت‌ می‌کنم، می‌گویم که یک پیگیری جدی مستقل احساس نمی‌شود. من از حکیم مهر تشکر می‌کنم که این دغدغه را به صحن جامعه می‌آورد و در معرض دید می‌گذارد.

حکیم مهر: همیشه یکی از توجیهات منتقدان طرح انتقال این بود که وزارت بهداشتی‌ها مخالف انتقال هستند، اما دکتر لاریجانی (معاون آموزشی وزارت بهداشت) در یکی از مصاحبه‌های خود با حکیم مهر، عملاً گفتند که موافق انتقال هستند اما برای آن پیش‌قدم نمی‌شوند.

در خاطرم هست که در دوره پیشین مجلس شورای اسلامی، کمیسیون بهداشت و درمان با این دستاویز که بعضی مشکلات کشور درخصوص بیماری‌های مشترک، به خاطر قرارگیری دامپزشکی در یک وزارتخانه دیگر است، خیز سنگینی برای انتقال دامپزشکی به وزارت بهداشت برداشت. همان موقع یکی از نمایندگان که با من دوست بود، طرح را به مرکز پژوهش‌های مجلس سپرد تا بررسی کنند که آیا به صلاح است دامپزشکی را بیاوریم یا خیر. آنها هم یک بررسی اجمالی کردند و نتیجه بررسی این بود که در اغلب کشورهای دنیا، دامپزشکی در وزارت کشاورزی است و همین مساله، طرح را متوقف کرد. اما ایکاش بررسی کنند که آیا در همان کشورها آموزش پزشکی هم در وزارت بهداری است یا خیر که قطعاً نیست.

مساله این است که متولیان نمی‌خواهند بپذیرند که یک نیاز، دیگر مرتفع شده است. وزارت جهاد هم روزی تحت عنوان سازندگی فعالیت می‌کرد. اما این شهامت در مملکت وجود داشت که بگویند دیگر زمان ادغام رسیده است. نام آن را جهاد کشاورزی گذاشتند که اشکالی ندارد؛ کمااینکه جهاد نام زیبایی است. در هر صورت این وزارتخانه یکپارچه شد. پس اینکه با تعصب با این مسائل برخورد کنیم، فاقد معناست.

در مورد جدایی آموزش علوم پزشکی، دکتر مرندی در یک برهه از زمان این نیاز را ابراز کردند و مجلس و دولت وقت نیز انفکاک را پذیرفت، اما به نظر من شاید از ۲۰ سال پیش باید این تفکیک لغو می‌شد. مشکلات خدمات بهداشتی درمانی ما خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. اگر وزارتخانه را سبک کنند و آموزش را به وزارت علوم بدهند، بهداشت و درمان سامان بیشتری می‌گیرد. باید به این مساله از این زاویه نگاه کنیم. به طور کلی نگاه درست این است که منافع مملکت را در نظر بگیریم.

حکیم مهر:‌ آیا شما در این زمینه اقدامی کرده‌اید؟

البته من کاره‌ای نیستم که بگویم می‌توانم کاری کنم و لازمه آن این است که اساتید دیگر هم اجماع کنند. فعلا باید دکتر لاریجانی را به دکتر صدیق، معاون آموزشی وزیر علوم و رئیس دانشگاه خواجه نصیر مرتبط کنیم. اظهار نظر دکتر لاریجانی در مصاحبه با حکیم مهر از سوی مسئولین رده‌بالا بوده و اگر واقعا مساله مملکت است، از بالا هم باید پیگیری شود. اگر نه که من معلم کار خود را می‌کنم و اگر در وزارت بهداشت هم سر کلاس بروم، همین مسائل را می‌گویم. برای من به ظاهر در فعالیت روزمره تغییری ندارد. اما مملکت آسیب می‌خورد که دامپزشکی در جایی است که آن را درک نمی‌کنند.

آسیب بزرگتر این است که وزارت بهداشت را با الحاق آموزش پزشکی فربه کردیم. به تعبیر یکی از اساتید قدیمی علوم پزشکی، یک رئیس دانشگاه علوم پزشکی ضمن اینکه همزمان دانشجو تربیت می‌کند، باید مراقب باشد که شیرینی و رب گوجه فرنگی موجود در بازار خراب نباشد. خب، این فرد چطور می‌تواند رئیس دانشگاه هم باشد؟

حکیم مهر: به‌عنوان حرف آخر...

امیدوار هستیم که مسئولین رده‌های خیلی بالاتر مثل رئيس جمهور و معاون اول، در زمینه انتقال آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت حرکتی کنند؛ اگرچه کار بزرگ و سختی است، اما نشدنی نیست.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۳
3
3
به نظرم باید یک پتیشن (طومار الکترونیکی) راه اندازی شود و همه ی دامپزشکا امضا کنند و خطاب به معاونت آموزشی وزارت علوم باشد. بهتر هست متن نامه را حکیم مهر نوشته و لینک آنرا همه جا بگذارند
دامپزشک بیکار فارغ التحصیل از دانشگاه تهران
|
-
|
۰۶:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۳
1
4
استاد بنده دانشجو خود شما بودم به ما اپیدمی درس میدادید وضع دامپزشکی خراب تراز اونی هست که تصور میشه در حالی که این رشته هیچ کاری نداره تعداد فارغ التحصیلان چند هزار برابر شده..این‌رشته فوق اشباع...اگثرا بچه ها بعد از اتمام این رشته مجداد دارند کنکور میدهند...وضعیت این رشته اسفناک هست
sajjad
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۳
1
3
مدیران رده بالای سازمان دامپزشکی با این امر موافق نیستند برای همین هیچوقت چنین اتفاقی نخواهد افتاد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۳
2
0
چرا موضوع را وارونه جلوه میدهند!؟ این علوم پزشکی بود که از بقیه جدا شد و دامپزشکی در جای خود ماند . آن موقع هم که در یک وزارت بودند دو رشته مستقل از هم بودند و جز در دانشگاهی که بودند مدیریت مشترکی نداشتند هرچند ممکن است در آن موقع همکاریهای نزدیکتری میتوانستند داشته باشند و البته مزیتش برای هیئت علمی دامپزشکی آن بود که هر چه پزشکیها حقوق میگرفتند همان هم برای دامپزشکی پرداخت می شد اما اکنون موضوع هم همان حقوق است که در پزشکی بسیار بالاتر از وزارت علوم پرداخت می شود و این جدایی پزشکی از وزارت علوم باعث شده هیئت علمی های دامپزشکی معیاری معادل پزشکی دیگر نداشته باشند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۵
0
1
با کمال احترام، به عنوان هیات علمی بنظر بنده برای انتقال آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت این اساتید و خصوصا مسولان دامپزشک دانشگاه های وزارت علوم هستند که بایستی اقدام کنند کمااینکه در دوران جدایی علوم پزشکی از وزارت آموزش عالی هم این انفعال به دلایل مختلف دیده شد و دامپزشکی که می توانست از بدنه وزارت آموزش عالی در آن دوران‌ جدا شود و به علوم پزشکی ملحق شود محقق نشد. از اساتید پیشکسوت هم شنیده ام که در آن دوران هم برخی اساتید و خصوصا مسولین دامپزشک دانشگاه ها بدلیل ترس از بین رفتن جایگاه و سمت شان متاسفانه مخالف بودند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۶
1
1
چرا برخی حقایق را وارونه جلوه می دهند .......... یا شاید هم اطلاع درستی ندارند؟؟!:

در گذشته رشته های دکترای دامپزشکی و پزشکی اگر چه مستقل از هم بودند ولی صرفا یک مرزبندی طبیعی همانند مرزی که پزشکی با دندان پزشکی و داروسازی دارد بین آنها در وزارت علوم سابق وحود داشت.

به طوری که هر چهار تا رشته تحت عنوان "دکترای عمومی گروه پزشکی" در کنکور سرتاسری معرفی می شدند و در معیار امروز فقط افراد تاپ و تک رقمی می توانستند وارد این رشته های معتبر شوند.

در حالی که پذیرش نجومی و فاجعه بار دانشجوی دامپزشکی در وزارت علوم فعلی جای هیچ بحثی را برای ماندن دامپزشکی در وزارت ناکارآمد و بی کفایت علوم نمی گذارد.

به همین دلیل است که همه طیف ها و مقامات با نفوذ پزشکی از هر طیف و جناحی بارها و بارها با استناد به موفقیت های آموزشی بسیار چشمگیر وزارت بهداشت در مقایسه با وزارت تاکید کرده اند که هرگز و ابدا
به وزارت علوم که استادان قدیمی آن روز به روز داوطلبانه درخواست بازنشستگی می دهند و غبار یاس و افسردگی در همه جای آن گسترش یافته است، باز نخواهند برگشت
و از دکتر لاریجانی ها هم در این 33 سال تاکنون هیچ کاری برای بازگشت پزشکی به وزارت علوم بر نیامده است و بر نخواهد آمد!!!

شادابی و سرزندگی اموزشی و پژوهشی در وزارت بهداشت بر خلاف نظر برخی از افراد کوته بین و تنگ نظر که به اشتباه تصور می کنند همه مثل خودشان با عینک مادی به مسائل می نگرند ناشی از این نیست که حقوق آنها شاید بالاتر باشد
بلکه به علت رعایت حرمت استادی، ورود سختگیرانه تر دانشجوی پزشکی با وجود فشارهای زیاد برای تحمیل افزایش تعداد پذیرش آن و بودجه و اعتبارات جندین برابری پژوهشی است که
خود را در افزایش معنی دارمستندات انتشار یافته وزارت بهداشت بر خلاف وزارت علون با وجود تعداد بسیار کمتر دانشجو و هیات علمی وزارت بهداشت به نمایش می گذارد.

در سطح دانشگاه ها هم در وزارت علوم سابق رشته دامپزشکی در گروه های کاری آموزشی در کنار رشته های باغبانی و جنگل بانی و علوم دامی نبود
بلکه همراه با سایر رشته های پزشکی به امورات آموزشی و پژوهشی دامپزشکی رسیدگی می شد و
این همان درک مشترکی است که از نظر نظام آموزش بالینی و بیمارستانی فقط و فقط بین پزشکی و دامپزشکی دیده می شود و در وزارت علوم فعلی اصلا انترنی و رزیدنسی قابل درک و هضم نیست!

همچنین در سطح کلان وزارت علوم سابق، شاخه دامپزشکی زیر مجموعه کمیته پزشکی شورای عالی برنامه ریزی قرار گرفته بود و هیچ ارتباطی را بر خلاف حالت فعلی با رشته های کشاورزی و منابع طبیعی نداشت!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۰:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۷
اتفاقا" این طرز دید که بیان فرمودید نه فقط واقع بینانه نیست بلکه خوش خیالانه است . در درجه اول مشکلات دامپزشکی ربطی به بیرونش ندارد بلکه ذاتی و شخصیتی است و هر جا برود و در هر وزارت خانه ای باشد ، آسمانش همین رنگ خواهد بود . البته احتمالا" در ایران و کشورهای شبیه ایران .
و برعکس موفقیت پزشکی نیز یک امر ذاتی و شخصیتی است هر جا که باشد موفق است ،حتی اگر آن را در وزارت نا مربوطی مانند وزارت کشور یا حتی جهاد سازندگی بگذارید . البته در تمام دنیا و در ایران از همه بهتر .



اما چرا !!؟؟ دامپزشکی پیشرفتش منوط به رونق اقتصادی و سطح سرمایه گذاری در بخشهای مربوط به دام و دامپروری و هرچه با منشاء دامی است ، ولی پزشکی در هر دو حالت رونق و یا رکود اقتصادی وضعش خوب است و حتی در وضعیت مشکلات و عدم رونق اقتصادی و تنشهای اجتماعی و سیاسی وضعش بهتر هم می شود ، چون سطح بهداشت و تغذیه به دلیل کمبود بودجه پایین می آید و سطح بیماری و بیماران بیشتر میشود .
در طول تاریخ دامپزشکی ، حداقل در ایران ، هرگز بین دامپزشکان همدلی و همکاری و همبستگی چه علمی و چه صنفی دیده نشده و هر چه بوده رقابت بوده و آن هم از نوع سخیفش و اگر هم اتحادی بوده از نوع مافیایی و باندی بوده ، حتی در ادارات دولتی و حتی در سطح دانشجویی و آموزشی !!؟؟ بخش دولتی چشم دیدن بخش خصوصی را ندارد و نظام دامپزشکی با سازمان دامپزشکی همیشه اصطکاک داشته دانشگاه دولتی از دانشگاه آزاد می نالد و آنطور که برایش در ایران مثالی آورده اند که دو پادشاه در اقلیمی بگنجند ولی دو دامپزشک نه !!
البته علت اصلی هم بطور عمده ،کمبود منابع مالی و سطح پایین درآمد در این رشته است. چون نیاز به این رشته بطور عمده و مستقیم مربوط به دامپروری و دامپروران است و جز در مورد حیوانات خانگی ، رابطه مستقیمی بین دامپزشکان و جامعه انسانی وجود ندارد.
اما رشته پزشکی رابطه مستقیمی با تمام آحاد جامعه دارد و زمینه کاری آن بسیار وسیع تر و گسترده تر است و سطح تخصصهای آن بسیار متنوع است و هر عضو بدن انسان یک زمینه کاری گسترده برای پزشکان به همراه دارد . و مهمتر از همه علی رغم همه رقابتهای احتمالی بین پزشکان ، اتحاد و هماهنگی و همبستگی مثال زدنی همیشه بین پزشکان در طول تاریخ برقرار بوده . در واقع علت اصلی کنترل نسبی پذیرش دانشجو در وزارت بهداشت نه سیستم دولتی و حتی مجلس ،بلکه هماهنگی و هم نظری و اتحاد بین خود پزشکان از جمله مسئولان پزشک در دولت ،وزارتخانه و مجلس و بسیاری جایگاههای حساس حکومتی بوده تا به این ترتیب بازار کار خود و همکارانشان را تضمین کنند . بخصوص آنکه همیشه وزیر بهداشت یک پزشک واقعی با دستی عمیق در بخش خصوصی بوده .
اما در دامپزشکی ایران ، حداقل بعد از برون سپاری امور درمان به بخش خصوصی ، یک رئیس که به معنی واقعی دامپزشک باشد و دستی در امور درمان و واقعیتهای اصلی دامپزشکی داشته باشد،در هر دو سازمان نداشته ایم . عمده دامپزشکان در بخش دولتی نیز از این امر مستثنی نبوده اند . دامپزشکی دولتی در بهترین حالتش یک سازمان نسبتا" مستقل بوده که مدیون پیشینیان است و در این چند ساله بارها ندای انحلالش به گوش رسیده !! و علت عدم کنترل پذیرش دانشجو و عدم کنترل ایجاد دانشکده های دامپزشکی هم در واقع نه وزارت علوم ، بلکه خود دامپزشکانی بوده که در رقابتی ذاتی با یکدیگر و با استفاده از جایگاهای رانتی و نفوذ خود به منظور کسب درآمدی متفاوت و جایگاهی متفاوت و بالاتر از یک دامپزشک معمولی ، آن هم به هر قیمتی ، اقدام به تاسیس دانشکده دامپزشکی نموده اند . از آنجا که موقعیتهای دولتی عموما" در اختیار افراد خاص با روابط خاص بوده و برای آن پستها رقابت جدی وجود ندارد ، پس افزایش پذیرش دانشجو دغدغه خاصی برای این بخش که اتفاقا" نیرومندترین در دامپزشکی است نخواهد داشت . در باب سازمان نظام دامپزشکی نیز همین شرایط حاکم است و اتفاقا" افزایش افرادی که عنوان دامپزشک را دارند ، احتمال درآمد سازی بیشتری برایش خواهد داشت !!
می ماند بخش خصوصی نوپا که باز در رقابتی ذاتی در حال دریدن یک دیگر هستند و با ورود بی حساب و کتاب فارغ التحصیلان جدید که عملا" اغلب دارای کمترین آموزش علمی و عملی و تجربه می باشند ، جز از بین بردن موقعیتهای شغلی و گستردن بی اعتمادی نسبت به توانایی های دامپزشکان کار دیگری از دستشان بر نمی آید . اگر کسی در این مورد اعتراضی دارد به مصاحبه های جنابان دکتر نوری ، دکتر مدنی ، دکتر همت زاده ، دکتر فرزانه و در آخر سخنان آن روحانی دامدار در خراسان ، در همین حکیم مهر مراجعه فرمایند . البته این مشکل فقط در مورد بخش خصوصی نیست بلکه اتفاقا" مشکل عمده بخش دولتی نیز هست . تازه فارغ التحصیلانی ،با همان سطح پایین آموزش ، که در بخش دولتی با سرعت حیرت آوری بدون داشتن تجربه ، صاحب مقام میشوند و پایین هم نمی آیند !!



لذا آنچه دامپزشکی را دچار پس رفت میکند ،نه وزارت خانه های علوم و جهاد کشاورزی ، بلکه منافع متضاد و متناقص ذاتی بین خود دامپزشکان است که با آموزش ضعیف و عدم تعیین صلاحیت منطقی افراد ، چه در بخش دولتی و چه بخش خصوصی ،بر وخامت آن می افزاید و مانع همکاری و همبستگی بین دامپزشکان می شود .
و آنچه پزشکی را پیشرفت داده چیزی نیست جزء منافع مشترکشان که آنها را متحد و هماهنگ میکند و طبعا" اموزش نسبتا" بهترشان و ورود حساب شده تر دانشجویان مستعد به این رشته ، بر این امر می افزاید . البته بازار کار بزرگ برای آنها هم مانع اصطکاک بینشان می شود .
پس تنها راه حل بهبود وضعیت دامپزشکی نه وزارت خانه ها ، بلکه اتحاد علمی و صنفی و اداری و آموزشی واقعی است و نه تشکیل باندهای مافیایی .
(حکیم مهر جان فاصله بین پاراگرافها برای سهولت رسیدن منظور اصلی به خوانندگان است )
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۶
0
0
با نظر جناب آقای دکتر علیرضا باهنر کاملا موافقم:

واقعا هم این استدلال که چون در اکثر نقاط جهان دامپزشکی در کنار کشاورزی است پس بایستی دامپزشکی ما هم در کتار کشاورزی باشد،
استدلالی بسیار سخیف، کودکانه و عوامانه است!

به قول جناب اقای دکتر باهتر در اکثر نقاط جهان هم دانشکده های پزشکی در همان دانشگاهی هستند که دانشکده های کشاورزی هم قرار دارند، در حالی که در ایران اینطور نیست!

بنابراین به طور کلی هر کشوری مقتضیات خود را دارد و خودش هم بایستی پس از نگاه به تجارب بیرون و ارزیابی موقعیت درون تصمیم بگیرد که بر طبق مصالح و نیازهای خاص چه بکند.

به عنوان مثال با وجودی که آمریکایی ها در اصل انگلیسی زبان هستند و قاعدتا بایستی تمام موازین آموزشی و بهداشتی آنها عینا مثل کشور مادر یعنی انگلستان باشد،
ولی در عمل به هیچ وجه اینطور نیست!

به عنوان مثال مدرک پزشکی و دامپزشکی در آمریکا دکترای حرفه ای و در انگلستان لیسانس است!

در انگلستان مقاطع MSc و PhD اساسا بدون کورس و فقط By research است.
در حالی در نظام آموزشی آمریکا علاوه بر تز تخصصی به شدت بر گذراندن هم زمان واحدهای درسی و رزیدنسی در بخش مربوطه و زیر نظر استادان مجرب و کارآزموده تاکید می شود!

در آمریکا سازمان غذا و دارو FDA وجود دارد که در انگلستان سابقه نداشته است.
همچنین در آمریکا مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها (CDC) در مورد همه بیماری های انسان و دام مرجعیت رسمی دارد.
در صورتی که اصلا در انگلستان چنین مرکزی وجود ندارد.

یا در اتحادیه 28 کشوری اروپا بر خلاف انگلیس که در حال خروج و برگزیت از ان است،
امور دامپزشکی زیر نظر کشاورزی نیست بلکه چند سالی است که متحول شده و در مدیریت کل بهداشت و سلامت غذایی بر مبنای اصل پذیرفته شده جهانی بهداشت واحد (One Health) حل و فصل می شود!!!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه