کد خبر: ۴۲۵۲۶
دامپزشکی مانع تولید است یا همراه آن؟
آینده خرده‌فروشی در حوزه مواد خوراکی با منشاء دامی قطعاً وابسته به گواهی‌های بهداشتی دامپزشکی، چه در بخش خصوصی و چه دولتی خواهد بود ...
 

دامپزشکی مانع تولید است یا همراه آن؟

دامپزشکی و نقش بی بدیلش در رونق بخشی به بازار کالای ایرانی

دکتر حسین یاوری

دامپزشک، متخصص بهداشت و بیماری­های آبزیان

 

حتی در صورتی که محتوی این یادداشت ساده به نظر رسید، لطفاً آن را جدی بگیرید و با دقت مطالعه کنید، چون می خواهیم به این پرسش ساده اما مهم پاسخ دهیم که "اقدامات سنجیده دامپزشکی چگونه سهم بزرگی از رونق بازار خرده فروشی جهان یا مصرف کالاهای ایرانی را به همراه خواهد داشت؟" در واقع این که، چگونه اقدام کنیم تا به ترویج هر چه بیشتر مصرف کالای ایرانی نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی برسیم؟ به عبارتی دیگر به کدام فرآیندهای تولید توجه کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم؟

اگرچه غالب نکاتی که اینجا  مطرح خواهد شد، ممکن است برای بسیاری واضح و مبرهن باشد اما اگر برنامه ریزی های گذشته خود با هدف گذاری را بررسی کنیم، موارد بسیاری را خواهیم یافت که مصداق بی توجهی به این نکات محسوب می شود.

با توجه به انتشار خبری از مواجهه اخیر استاندار مازندران با نظام دامپزشکی، اجازه بدهید بحث را با این سوال آغاز کنیم که: مگر دامپزشکی در این استان شمالی کشورمان در ایفای وظایف و نقشی که  به عهده داشته، احتمالاً چه قصور یا کاستی هایی داشته است که عالی ترین مقام دولت در آن خطه، حتما به نیت حل مشکلات مردم و تسهیل تولید، دستور انحلال نظام دامپزشکی به عنوان متولی بخش خصوصی را صادر و واگذاری امور به بخش دولتی را  درخواست می کند؟

نگارنده با وجودی که از کم و کیف آن موضوع اطلاع ندارد، اما از منظری دیگر، این رخداد را به فال نیک  می داند، یعنی اقدامی که غیرمستقیم، اهمیت و  نقش بزرگ دامپزشکی را در زنجیره تولید یادآور شده است و نشان می دهد که با برنامه ریزی دقیق تر و شروع مجدد امور محول به بخش خصوصی دامپزشکی، این فعالیت ها به شکلی صحیح و مدبرانه با روندی بهتر نسبت به گذشته نه تنها در استان مازندران، بلکه در سراسر کشور انجام گیرد.

با توجه به اینکه امسال هم سال حمایت از کالای ایرانی است و از سوی دیگر، سال هاست بارها و بارها در قالب شعار یا خط مشی، چه در سطح جهانی و چه درسطح ملی، دیدیم و شنیدیم که دامپزشکی از مزرعه تا سفره نقش بسزایی که تاکنون در زنجیره  تولید ایفا کرده و در به روزرسانی فرایندهای آن نیز اقدامات و برنامه ریزی های گسترده ای در سطوح ملی و فراملی داشته است، نگاهی از منظری دیگر به جایگاه دامپزشکی در رونق تولید و اشتغال و توسعه اقتصادی و ارتقای بهره وری در سرمایه گذاری ها داشته ایم. هرچند معتقدم که به دلیل ناشناخته بودن این دستگاه نظارتی مهم، چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی در نگاه اکثر ارزیابان، از زبان فعالان و مدیران این حوزه مکرر این گونه بیان می شود که نتایج عملکرد دامپزشکی عمدتاً در ویترین دیگر سازمان ها به ویژه وزارت بهداشت است که می درخشد و به چشم می آید!

از این کمینه پیش از این هم یادداشت هایی با مضمون اهمیت کالای ایرانی همچون: پلاسکو؛ برندی که قیمت ندارد، یا: اهمیت کارآفرینی دولتی در دامپزشکی و خط مقدم میگو الگوی صادرات سایر محصولات کشاورزی شود، منتشر شده است (اگرچه به نظر می رسد به آن ها کمتر توجهی شده است!) حال در این نوشته اگر همراه باشید  به صورت خلاصه به اهمیت دامپزشکی در حیطه توسعه بازار مصرف کالای ایرانی خواهیم پرداخت.

خوشبختانه گزارش سال 2018 برند فاینانس، گزارش نموداری را بر اساس بخش های مهم فعالیت حوزه عملکرد برند های اقتصادی دنیا ارایه داده و به نتایجی رسیده است که شاید کمتر مدیر و کارشناس ایرانی باور داشته باشد سهم بازار خرده فروشی با  6%، بیشتر از سهم نفت (5%) بوده است. در این گزارش، سهم اقتصاد تکنولوژی 23 درصد، بانک ها 14%، تلکام 12%، اتومبیل 6%، بازار خرده فروشی 6% و نفت 5% آمده و سایر موارد نیز 36% گزارش شده است.

حال ممکن است این سوال در ذهن متبادر شود که دامپزشکی در این گزارش می تواند در کدام بخش تاثیر گذار باشد که قرار است در این یادداشت به آن پرداخته شود؟

همانطور که در ابتدای این یادداشت اشاره به سفره شده بود، می توان به قطعیت اذعان کرد بخش مهمی از سهم خرده فروشی در بازار، به محصولاتی در سبد غذایی مصرف کنندگان تعلق دارد که تضمین کیفیت آن بر عهده دامپزشکی است. البته باید تعریفی از خرده فروشی که مفهوم آن چیست برای روشن شدن بیشتر موضوع بیاوریم.

خرده فروشی (به انگلیسی: Retailing ) مفهوم جدیدی نیست و فرهنگ خرده فروشی با شکل‌گیری نخستین بازارها در تاریخ بشر، همراه انسان بوده است . هر نوع فروش کالا یا خدمت به مصرف کننده نهایی، توسط تولیدکننده یا هر سازمان واسط، مستقل از نوع کالا یا خدمت (خوراکی، پوشاک، تندمصرف، بادوام، محتوای دیجیتال و …) و کانال عرضه (دیجیتال یا فیزیکی، انفرادی یا سازمان یافته) خرده فروشی نامیده می‌شود.

در کشور ما نیز، خرده فروشی قدمتی چند هزار ساله دارد . چنانکه لغت بازار  (Bazaar) که ما برای محل معامله مایحتاج روزمره به کار می‌بردیم، به زبان انگلیسی هم وارد شده است.

اگرچه گفته می شود به دلیل ضعف های اقتصاد و تجارت در کشورمان و شاید تاحدودی بیکاری بالا، آمار فروشگاه ها و مغازه ها در ایران حدود 4 یا 5 برابر این شاخص در جهان است، اما در حال حاضر موج گسترش خرده فروشی در کشورمان، بیش از هر چیز مراکز خرید  (Shopping Malls) را در بر گرفته است و پیوسته در نقاط مختلف کشور شاهد افتتاح مراکز خرید جدید هستیم . طی سال های اخیر هم مراکزی مانند فروشگاه های زنجیره ای شهروند و رفاه و مراکز خرید جدید مانند هایپراستار و پالادیوم و کوروش در تهران و شعبات فروش آن ها در اکثر شهرها، نمونه‌های شناخته شده‌ی خرده فروشی در مقیاس بزرگ در کشور هستند . در شکل دیجیتال هم بزرگترین خرده فروشی کشور  (E-Tailer) را قطعاً می‌توان  دیجی کالا  دانست هرچند فروشگاه های آنلاین دیگری با سرعت فزاینده ای در حال رشد و توسعه اپلیکیشن ها و خدمات خود در بستر فضای وب و تلفن های همراه هستند.

در تمام این فروشگاه ها، محصولات غذایی جایگاه ویژه ای دارند و رشد استفاده تأمین کنندگان کالا و خدمات و بازاریابان از اپلیکیشن هایی که این محصولات یا حتی غذای رستوران ها را ارائه می دهند، همگی حاکی از افزایش اهمیت جایگاه و ایفای وظایف حرفه ای دامپزشکی به عنوان ناظر بهداشتی در فرایند تولید تا عرضه فراورده های خام دامی با منشأ دامی است. از یاد نبریم با توجه به ارتقای استانداردهای مورد توجه مصرف کنندگان و تقریباً فراگیری جهانی آن، این جایگاه و نقش مهم روز به روز چشمگیرتر و با اهمیت تر هم می شود. به واقع، تمام کالاهایی که در حوزه نظارت دامپزشکی قرار دارد و گواهی بهداشتی کسب کرده باشد، قابلیت قرار گرفتن در اقتصاد خرده فروشی را دارد.

از همه این ها که بگذریم، اگر خبرهای این چندماه را به دقت دنبال کرده باشیم، اهمیت دامپزشکی در صادرات نه فقط فرآورده ها به بازارهای منطقه و جهانی (از تخم مرغ و عسل و لبنیات و حتی بستنی گرفته تا پوست و سالامبور و روده به عنوان بخشی از کالاهای صادراتی سنتی ایران)، بلکه در صدور دام زنده هم به شکل روزافزونی ارتقا یافته است. هرچند گاهی نوسانات بازار داخلی، مسئولان را مجبور کرده با وجود استقبال تجار آن سوی مرزها، این صادرات را به شکل دستوری از چرخه تجارت فراملی کشورمان خارج کنند که تبعات آن در نهایت گریبانگیر تولیدکننده و صادرکننده داخلی را می گیرد و گاهی به قیمت از دست رفتن بازارها و از بین رفتن همه تلاش های روی داده برای بازاریابی در این رقابت سهمگین جهانی بوده است. نمونه اخیر آن هم اعلام ممنوعیت صدور گوسفند زنده، همزمان با واردات دام به دنبال افزایش قیمت گوشت در بازار داخلی است که اگرچه رضایت خاطر اندک مصرف کنندگان را فراهم می کند، اما در نهایت به زیان تولید و سرمایه گذار و صادرکننده و بلکه کل فرایند توجیه اقتصادی طرح های سرمایه گذاری در این زنجیره خواهد بود. اصلاً آیا از خود پرسیدیم چرا خریداران گوسفند زنده ایران با این که زمزمه های تحریم اقتصادی مطرح است، ولی در آن سوی مرزها طالب واردات آن هستند ولی با وجود مشتریان پروپاقرص، ما صادرات آن را ممنوع کردیم؟! کدام کالاهای دیگری می تواند بازاری همچون گوسفند را آن سوی مرزها پیدا کند که با وجود تحریم ها، امکان صادرات کالاهای ایرانی را به خود اختصاص دهد تا هم چرخه تولید بچرخد و هم عرضه کالای ایرانی در بازاری که در همسایگی ایران است و به جهت تعداد همسایه، سومین کشور جهان پس از چین و روسیه است، به خود اختصاص دهد؟ این امر را مقایسه کنید با عملکرد شرکت های موفق در عرصه بازاریابی و تجارت؛ به عنوان مثال، چندی قبل پس از آن که مشتریان KFC با درهای بسته فروشگاه های متعلق به آن در انگلیس مواجه شدند، برگ برنده این برند برای حفظ و جلب اعتماد مشتریان در کنار عذرخواهی از آنان، توجیه موکد این شرکت درخصوص تشدید نظارت بر فرایند کنترل تامین مرغ آن بود!

قاعدتاً نوشتن این موضوع در حد یک جمله یا پاراگراف  چندان دشوار نیست که در فرمت شعار بیاوریم: دامپزشکی از مزرعه تا سفره حضور دارد. اما طرح این بحث‌ها و تحلیل آن ها، نیازمند یک توانایی ویژه با زیرساخت مناسب برای اقداماتی است که هدف غایی آن تضمین کیفیت کالای ایرانی با  نظارت عالیه و تاییدیه دامپزشکی است و «آینده خرده فروشی در حوزه مواد خوراکی با منشاء دامی قطعاً وابسته به گواهی های بهداشتی دامپزشکی، چه در بخش خصوصی و چه دولتی خواهد بود.»

البته باید به خاطر داشته باشیم که هدف به سادگی تغییر نمی کند اما اقدام هر لحظه ممکن است متوقف شود و با اقدام مناسب تری جایگزین شود؛ همانطور که با دستور استاندار محترم مازندران هدف اجرای دستورالعمل های بهداشتی برای زنجیره تولید در مکان و با اقداماتی دیگر در حال انجام است. هرچند بهتر است با توجه به ظرفیت بالای حال حاضر نظام دامپزشکی، در اقدامی عاجل، امور تصدی گری همان طور که به صراحت در قانون آمده و دولت محترم نیز همواره بدان تاکید داشته است، به بخش خصوصی واگذار گردد.

با این وجود به خوبی درک کرده‌ایم که  اقدام‌ها را به سادگی می‌توان تعطیل و جایگزین کرد. چون  اقدام اصالت ندارد و اصالت واقعی متعلق به  هدف  است که زیربنای برنامه ریزی و اهداف مهم هر سازمانی از جمله دامپزشکی که صدور گواهی سلامت و بهداشتی کالاهایی است که انتهای زنجیره اش سفره جامعه و بهداشت عمومی است. پس باید به این نکته توجه بیشتر داشته باشیم که  توقف یک اقدام  به معنای  کنار گذاشتن هدف  و یا ترک وظایف محول نیست، بلکه باید هم راستا با آن به دنبال ابداع و توسعه شیوه های جایگزین و روزآمد بود.

از آنجایی که در مثال جای مناقشه نیست، می توان مدعی شد که گستردگی دامپزشکی و حوزه عمل آن و برداشت های مختلف از  آن به اندازه ای است که انگار داستان مشهور مولوی یعنی فیل و اتاق تاریک می تواند مصداقی بزنگاه استراتژیک به دامپزشکی باشد؛ که اگر جایگاه آن دقیق­تر و بهتر با اقدام علمی و عملی تک تک اعضا در سطح جامعه معرفی گردد، قطعاً بیشتر مد نظر تصمیم گیران در برنامه های کلان استراتژیک قرار خواهد گرفت:

فیلی اندرخانه‌ی تاریک بود      عرضه را آورده بودندش هنود

از برای دیدنش مردم بسی      اندر آن ظلمت همی شد هر کسی

از نظرگه گفت‌شان شد مختلف      آن یکی دالش لقب داد این الف

در کف هر کس اگر شمعی بُدی      اختلاف از گفت‌شان بیرون شدی

چشم حس هم‌چون کف دست است و بس      نیست کف را بر همه‌ی او دسترس

چشمِ دریا دیگر است و کف دگر      کف بِهِل؛ وز دیده‌ی دریا نگر

جنبش کف‌ها ز دریا روز و شب      کف همی بینی و دریا نه؟ عجب!

هوش را بگذار و وان‌گه هوش‌ دار      گوش را بَربَند و آن‌گه گوش دار

 
 
نظر شما